دفاعیه طولانی علی تاجرنیا از مدیریت علی نظری جویباری، بیشتر از آنکه یک توضیح ساده برای آرام کردن فضای استقلال باشد، خودش به یک سوال بزرگ تبدیل شد. کمتر دیده میشود رئیس هیئتمدیرهای که پای برکناری مدیرعامل قبلی را امضا کرده و بعد هم خودش در جایگاه جانشین قرار گرفته، حالا با چنین ادبیاتی از همان دوره مدیریتی دفاع کند. همین تناقض، از همان خط اول بیانیه را معنادار و قابل تفسیر میکند؛ چون افکار عمومی طبیعی است بپرسد اگر مدیریت نظری قابل دفاع بوده، چرا اساساً برکناری اتفاق افتاد؟
نکته مهم اینجاست که انتقادهایی که در دوره نظری مطرح میشد، صرفاً «عددسازی» یا بزرگنمایی چند رقم در قرارداد بازیکنی مثل آسانی نبود. مشکلات استقلال در آن مقطع، مجموعهای از پروندههای واقعی و پرهزینه بود که امروز هم اثرش باقی مانده است. از فسخ موسیمانه و بدهیهای بهجامانده گرفته تا قرارداد کارلیله و حاشیههایش، ماجرای منتظر محمد، پنجره بسته قطعی استقلال و استخدام وکلایی که عملاً کمکی به باز شدن پنجره نکردند. حتی مواردی مثل فسخ یکطرفه زبیر نیکنفس، فسخ اندونگ و خسارت پرونده یامگا و ایجنتش، فقط چند تیتر رسانهای نبودند؛ اینها تصمیماتی بودند که هزینه مالی و مدیریتی داشتند و بخشی از واقعیت آن دوره محسوب میشوند.
بیشتر بخوانید: ادعای تاجرنیا: بند فسخ قرارداد یاسر آسانی خطای مدیریتی نبود/ باید از جویباری دفاع کنم

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0