تخصیص این سبد کالا برای مردم قطعی شد

دو پادشاه با یک سرنوشت تکراری!

پرهزینه ترین داروها برای کدام گروه از بیماران است؟

آخرین خبر از بازار طلا: معاملات صفر شد

قیمت هر کیلو گوشت برزیلی اعلام شد

 

تاریخ انتشار : شنبه ۱۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۱۱:۱۱
کد خبر : 782605

نقد فیلم «دراکولا»؛ تلاش ناکام لوک بسون برای احیای یک اسطوره خون‌آشامی

نقد فیلم «دراکولا»؛ تلاش ناکام لوک بسون برای احیای یک اسطوره خون‌آشامی

جامعه ورزشی آفتاب نو: کلِب لَندری جونز در نقش خون‌آشامی بازیگوش می‌درخشد، اما روایت شلخته و پرزرق‌وبرق بسون، جان تازه‌ای به این افسانه نمی‌دهد. ترجمه اختصاصی سلام سینما – نگار رعنایی: فیلم «دراکولا» ساخته لوک بسون که ۶ فوریه در آمریکا توسط Vertical اکران شد، تلاش دیگری برای بازآفرینی رمان کلاسیک برام استوکر است؛ تلاشی

جامعه ورزشی آفتاب نو:

کلِب لَندری جونز در نقش خون‌آشامی بازیگوش می‌درخشد، اما روایت شلخته و پرزرق‌وبرق بسون، جان تازه‌ای به این افسانه نمی‌دهد.

ترجمه اختصاصی سلام سینما – نگار رعنایی: فیلم «دراکولا» ساخته لوک بسون که ۶ فوریه در آمریکا توسط Vertical اکران شد، تلاش دیگری برای بازآفرینی رمان کلاسیک برام استوکر است؛ تلاشی که با وجود ظاهر پرزرق‌وبرق و بازی اغراق‌آمیز کلِب لندری جونز که با گریم عجیبش بیشتر شبیه نسخه آلبینوی جار جار بینکس شده، نه تازه است و نه ضروری. این روایت جدید، با وجود جلوه‌های بصری چشمگیر، از نظر داستان‌گویی اثری کش‌دار، تصنعی و فاقد روح است.

بسون، فیلم‌سازی که با «عنصر پنجم» به‌عنوان استاد رنگ‌های تند و فانتزی‌های نیمه‌طنزآمیز شناخته می‌شود، این‌بار نیز جهانی پرجزئیات از پاریس قرن نوزدهم خلق کرده است. اما این شکوه بصری، در روایت به انسجام نمی‌رسد. او در مقام فیلمنامه‌نویس، بیش از حد به توضیح‌دادن متوسل می‌شود و گویی تراکم ادبی را با احساسات واقعی یا نثر قدرتمند اشتباه گرفته است.

فیلم ۴۰۰ سال پیش آغاز می‌شود؛ جایی که ولادیمیر، شاهزاده والاچیا (با بازی جونز)، پس از صبحی عاشقانه با همسرش الیزابتا (زوئی بلو)، راهی جنگ می‌شود. بسون برخلاف بسیاری از بازسازی‌ها، رابطه‌ای گرم و واقعی میان زوج اصلی ترسیم می‌کند؛ اما این صمیمیت نیز نمی‌تواند ضعف‌های فیلمنامه خشک و بی‌روح را پنهان کند. با کشته‌شدن الیزابتا در جنگ با امپراتوری عثمانی، ولادیمیر سوگند می‌خورد برای دیدار دوباره با عشقش، به خون‌آشامی به نام «دراکولا» تبدیل شود. این مقدمهٔ قابل‌قبول، بیش از حد کش داده می‌شود و دیالوگ‌های تکراری، از تأثیر آن می‌کاهند. حتی صحنه قتل یک رهبر مذهبی به دست دراکولای خشمگین نیز نه به‌خاطر خشونت، بلکه به‌دلیل بی‌هیجانی و کش‌آمدن بیش از حد، آزاردهنده است.

داستان سپس به فرانسه ۱۸۸۹ می‌رسد؛ جایی که دراکولا تلاش می‌کند جایگاهی در تاریخ اقتباس‌های ادبی پیدا کند. شباهت‌های این فیلم با «نوسفراتو»ی رابرت اگرز در سال ۲۰۲۴ فراوان است؛ از تصاویر گرفته تا ساختار روایی. اما در این مقایسه، اگرز بی‌تردید برنده است. بسون با تغییرات گسترده در داستان اصلی استوکر، می‌کوشد دراکولا را به قهرمانی رمانتیک تبدیل کند، اما نتیجه بیشتر شبیه یک فیلم خون‌آشامی کم‌اثر است.

بازی جونز، با شیطنتی که یادآور نقش او در «برو بیرون» جردن پیل است، گاهی شبیه تست بازیگری برای پروژه‌ای دیگر به نظر می‌رسد. او به‌راحتی می‌توانست در سریال «مصاحبه با خون‌آشام» حضور داشته باشد. اما این مقایسه‌ها تنها به این دلیل به ذهن می‌رسند که بسون فاصله زیادی میان منبع اصلی و برداشت آزاد خود ایجاد کرده است.

جونز در نقش دراکولا، سرخوش و پرانرژی است و در ارتباط ماورایی‌اش با مینا موری (باز هم با بازی بلو)، لحظاتی جذاب خلق می‌کند. رابطه عاشقانه شاهزاده و معشوقه‌اش باورپذیر است و صحنه‌های اغواگری دراکولا در فضایی اشباع‌شده از رنگ، یادآور «مولن‌روژ» است. اما با ورود گارگویل‌های دیجیتالی و اکشن‌های اغراق‌آمیز، هرگونه صمیمیت و جذابیت پیشین از بین می‌رود.

پایان‌بندی فیلم که قرار است اوج یک داستان عاشقانه پرشور باشد، به نبردی مضحک تبدیل می‌شود و بار اروتیک رابطه شخصیت‌ها نیز از دست می‌رود. با وجود چند صحنه خون‌ریزی سرگرم‌کننده، «دراکولا»ی بسون تقریباً هیچ‌گاه ترسناک نیست. او به‌جای ایجاد هراس، به لحن کمیک و صادقانه‌ای روی آورده که فضای دلهره‌آور را خفه می‌کند. این انتخاب شاید با گروه بازیگری قوی‌تر جواب می‌داد، اما در اینجا نتیجه نامنسجم است.

کریستف والتس در نقش کشیشی بی‌تفاوت ظاهر می‌شود که مأمور شکار دراکولاست. او گفت‌وگوهایی درباره خدا، شیطان و اخلاق مطرح می‌کند که نوید عمق معنایی می‌دهند، اما بازی چوبی و آرام او نقش را تخت و بی‌اثر می‌کند. فیلم که بیش از دو ساعت طول می‌کشد، ریتم آشنا و جذاب داستان‌های عاشقانه و هیولایی را نادیده می‌گیرد و مخاطب را در درامی تاریخی-کمدی رها می‌کند که با شوخی‌های ضعیف می‌کوشد مشکلات فنی متعددش را پنهان کند.

بازیگران در اجرای شوخی‌ها خوب عمل می‌کنند و تدوین لوکاس فابیانی نیز از نظر ریتم قابل‌قبول است. اما حتی جونز هم به‌تنهایی نمی‌تواند بدون تعلیق و جذابیت واقعی، توجه مخاطب را حفظ کند. جاودانگی با اهمیت یکی نیست؛ و برای تماشاگران آمریکایی، «دراکولا»ی بسون شاید بهانه‌ای برای رفتن به سینما باشد، اما اثری اغواگر نیست. با وجود بیش از ۲۰۰ فیلم درباره دراکولا، به‌نظر می‌رسد این ژانر نیاز به استراحت دارد.

نمره: C-

فیلم «دراکولا» از ۶ فوریه در سینماهای آمریکا روی پرده است.
 

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

.

advanced-floating-content-close-btn