2 چالش بزرگ صندوقهای درآمد ثابت ارزی از نگاه توکلی کاشی | صندوق ارزی باید قابل معامله باشد
جامعه ورزشی آفتاب نو: به گزارش اقتصادنیوز، طی چند روز اخیر دستورالعمل ناظر بر عملیات ارزی صندوقهای سرمایهگذاری در دارایی ارزی با درآمد ثابت، در پنجاهودومین جلسه هیأت عالی بانک مرکزی به تصویب رسید. صندوقهای ارزی با هدف جمعآوری منابع ارزی از سرمایهگذار به منظور تامین مالی طرحهای صادرات محور و مدیریت ریسک سرمایهگذاری ارزی، تحت
به گزارش اقتصادنیوز، طی چند روز اخیر دستورالعمل ناظر بر عملیات ارزی صندوقهای سرمایهگذاری در دارایی ارزی با درآمد ثابت، در پنجاهودومین جلسه هیأت عالی بانک مرکزی به تصویب رسید.
صندوقهای ارزی با هدف جمعآوری منابع ارزی از سرمایهگذار به منظور تامین مالی طرحهای صادرات محور و مدیریت ریسک سرمایهگذاری ارزی، تحت نظارت سازمان بورس و اوراق بهادار، در چارچوب قوانین منطبق بر مقررات ارزی فعالیت میکنند.
![]()
در همین رابطه، علیرضا توکلی کاشی، تحلیلگر بازار سرمایه در گفتگو با اقتصادنیوز درباره این صندوقها میگوید: «اکنون در شرایط نیمهجنگی و شرایط تحریمی سخت هستیم. در حال حاضر در وصول پول نفت با مشکلات جدی مواجه هستیم. در این شرایطی که صحبت میکنیم، واقعاً صندوق ارزی چه کمکی میکند؟ »
مشروح گفتگوی اقتصادنیوز را با علیرضا توکلی کاشی در ادامه میخوانید.
*****
*در شرایطی که رشد اقتصادی کشور منفی است و تحریمها و مشکلات مالی هم افزایش پیدا کرده است، راهاندازی صندوقهای ارزی چه تاثیری در اقتصاد کشور دارد و روال کار آن به چه صورت خواهد بود؟
در رابطه با این جمله که موافقان صندوقهای با درآمد ثابت ارزی اعتقاد دارند این صندوقها مزایایی برای کشور دارد، بهتر است ما این سؤال را از آنها بپرسیم یا این درخواست را داشته باشیم که از کلیگویی فاصله بگیرند و به طور مشخص بگویند فواید آن برای کشور چیست.
البته این عرض بنده به هیچ عنوان نافی این مسئله نیست که صندوق ارزی اگر به درستی تأسیس شود، مزایایی دارد؛ اصلاً بنده نمیخواهم این موضوع را کتمان کنم، اما به نظر میرسد این بیشانگاری و این بزرگنمایی که در مورد کارکردهای صندوق ارزی صورت میگیرد، در واقع پشت کلمات کلی نظیر «به نفع اقتصاد کشور است»، «به نفع استقلال کشور است»، «به نفع امنیت کشور است» یا «به نفع صنایع تولیدی است» پنهان شده است.
مزیت صندوقهای ارزی برای دارایی مردم
با توجه به همان محدودیتهایی که خود شما نیز در سؤالتان اشاره کردید، ما اکنون در شرایط نیمهجنگی و شرایط تحریمی سخت هستیم. در حال حاضر در وصول پول نفت با مشکلات جدی مواجه هستیم. در این شرایطی که صحبت میکنیم، واقعاً صندوق ارزی چه کمکی میکند؟ بنده به عنوان یک شهروند که سالها در زمینههای مالی کار کردهام و بیش از ۲۴ سال در بازارهای مالی فعال هستم، این سؤال را از خودم پرسیدهام.
یک مزیت برای صندوق ارزی قائل هستم و آن این است که اکنون جامعه سرمایهگذاران و مردم عادی در معرض یک ریسک بزرگ هستند و آن، حفظ قدرت خرید داراییهایشان است. مردم نگران هستند با این وقایعی که در حال رخ دادن است، در زمینه تورم که طبق آمار مرکز آمار به مرز ۶۰ درصد رسیده است و برخی نیز نسبت به سال آینده و تحقق تورمهای بالای ۱۰۰ درصد هشدار میدهند (که امیدوارم اتفاق نیفتد اما به هر حال هشدار آن توسط برخی کارشناسان داده میشود)، چگونه خود را محافظت کنند.
مردم میخواهند خود را در مقابل این نوسانات مصون نگه دارند و دستاویزی که دارند طلا و ارز است؛ یعنی این دو موردی است که تلاش میکنند با نگهداری ثروت خود در این دو قالب، از نوسانات محافظت کنند. در سه چهار سال گذشته نیز تعداد زیادی پلتفرمهای طلا و کریپتوکارنسیها و صرافیهای رمزارزی که بیش از ۹۰ درصد گردش آنها در زمینه داراییهای مستقیم متصل به دلار است فعال شدهاند؛ این نشانه آن است که در غیاب وجود یک راه رسمی و محافظتشده از نظر قانونی، مردم به این فضاها پناه آوردهاند.
پس اگر صندوق ارزی همین نیاز را به تنهایی پاسخ دهد، طبیعتاً طرفداران زیادی خواهد داشت. این موضوع حتی مستقل از این است که سودی پرداخت کند یا خیر؛ بنده اعتقاد دارم اگر یک صندوق ارزی درست ایجاد شود که حتی سود آن صفر باشد، اما سازوکار شفاف و روشن داشته باشد، مردم حتماً به سمت آن حرکت خواهند کرد.
2 اشکال اساسی صندوقهای ارزی
اما با اطلاعاتی که بنده از صندوق ارزی دارم (با تأکید بر اینکه به جز چند مصاحبه از آقای دکتر مدنیزاده و بعضی از مدیران سازمان بورس، هیچ سند مکتوبی از این موجود و این ابزار جدید با نام صندوق ارزی نداریم) و بر اساس این بحثها، سؤال و جوابها و پیگیریهایی که شخصاً از این بزرگواران داشتم، دو اشکال اساسی را در زمینه صندوق ارزی که اکنون در راه تأسیس است میبینم و اعتقاد دارم اگر اینها حل نشوند، این صندوق شکستخورده خواهد بود.
اشکال اول این است که ورود و خروج پول به این صندوق باید با ریال انجام شود؛ یعنی مردم باید ریال پرداخت کنند و صاحب بخشی از این صندوق ارزی شوند و موقع خروج هم باید با دریافت ریال از این صندوق خارج شوند.
دقیقاً مثل اتفاقی که در مورد صندوقهای طلا در حال رخ دادن است و در مورد بقیه صندوقهای سرمایهگذاری؛ مثلاً در صندوقهای سهامی یا صندوقهای با درآمد ثابت (Fixed Income) نیز ورود و خروج مردم به تمام صندوقها با ریال انجام میشود. یعنی کسی سهم نمیدهد که یونیت صندوق سهامی بگیرد، یا طلا نمیدهد که یونیت صندوق طلا دریافت کند. همه ریال میدهند و ریال میگیرند. در این ساختار، مدیر صندوق موظف است ریال را مدیریت کرده، آن را به ارز تبدیل و سعی کند این موقعیت یا حفظ قدرت خرید مردم بر مبنای همان ارز را برایشان فراهم آورد.
اشکال دومی که بنده به این طراحی صندوق ارزی وارد میدانم، این است که این صندوق بازارپذیر نیست. یعنی چیزی که دوستان دنبال طراحی آن هستند و هر آنچه بنده تا کنون شنیدهام، این است که صندوق بر مبنای «صدور و ابطال» کار میکند؛ یعنی قیمتگذاری داراییها در یک فضای تاریک انجام میشود.
از آن مهمتر اینکه به هر دلیلی، بهویژه اکنون بازار شفافی برای ارز نداریم که قیمتهای شفاف داشته باشد و از نظام چندنرخی ارز رنج میبریم، این احتمال وجود دارد که مدیر صندوق بخواهد با یکی از این نرخهایی که لزوماً با نظر سرمایهگذاران مطابقت ندارد، داراییهای صندوق را ارزشگذاری کند و آن نرخ را مبنای صدور و ابطال و مبنای سودی که به مردم میدهد قرار دهد.
صندوقهای ارزی باید قابل معامله باشند
راه حل این است که این صندوقها باید «قابل معامله (ETF) باشند؛ یعنی این امکان وجود داشته باشد که مانند بقیه صندوقهای قابل معاملهای که اکنون بیش از ۱۰۰ مورد از آنها در بورسهای کشور به صورت روزانه معامله میشوند و قیمتهای شفاف دارند، عمل کنند.
طبق مقررات درست سازمان بورس، داراییهای این صندوقها به صورت ماهانه و سه ماهه حسابرسی شده و منتشر میشود. کارشناسان آنها را ارزیابی میکنند و بر آن مبنا در مورد قیمتهای بازاری اظهار نظر میکنند. اگر لازم باشد، قیمتها بالا یا پایین میروند و این باعث میشود ما از آن فضای تاریک که قیمتها به صورت جداگانه توسط مدیر صندوق ارزشگذاری میشود، فاصله بگیریم.
بنابراین اگر این دو اتفاق نیفتد (یعنی ورود و خروج سرمایههای مردم با ریال نباشد و یا صندوق قابل معامله نباشد که قیمت شفاف روزانه داشته باشد)، بنده اعتقاد دارم این صندوق مورد استقبال بالا قرار نخواهد گرفت. هر چند ممکن است به شکل نمایشی، مانند موردی که در اوراق ارزی داشتیم، عمل شود؛ آن اوراق به صورت نمایشی منتشر شد، اما عملاً با محدودیتهایی که گذاشتند و محدودیتهای ذاتی که در آن وجود داشت، مورد استقبال عموم قرار نگرفت و تعداد خاصی از افراد تقریباً به صورت دستوری، آن اوراق را خریداری کردند. صندوق ارزی را هم میتوان به صورت نمایشی موفق نشان داد، اما این موفقیت ظاهری بدون رعایت نکاتی که مطرح کردم و بدون استقبال عمومی، فاقد ارزش است.
بنده نمیخواهم بگویم حتماً هر چه من میگویم درست است، اما اگر ابزار درست طراحی شود، باید بالای ۱۰۰ هزار نفر در آن سرمایهگذاری کنند؛ کما اینکه در بقیه ابزارهای مالی عمدتاً تعداد زیادی از مردمِ خُرد سرمایهگذاری کردهاند.
اگر به گونهای باشد که بالای ۱۰۰ هزار نفر سرمایهگذاری کنند، یعنی آن ابزار، ابزار خوبی است؛ اما با این محدودیتها بعید میدانم این اتفاق رخ دهد.
شرط استقبال از صندوقهای ارزی
*این میزان سودی که در حوزه ارزی عدد بالایی اعلام شده است، به نظر شما اصلاً میتواند محقق شود؟
بنده به عنوان کارشناس عرض میکنم که حتی در شرایطی که اکنون در آن هستیم، اگر سود این ابزار صفر باشد یا یک عدد بسیار جزئی در حد یک درصد باشد، چنانچه طراحی آن درست انجام شود و آن 2 مسئلهای که مطرح کردم رعایت شود، مورد استقبال خواهد بود.
در مورد نرخ سود، بسیاری از دوستان به مصاحبه وزیر اقتصاد استناد میکنند که عدد ۸ تا ۱۲ درصد را گفتهاند. اطلاعی که بنده دارم و آنچه اکنون در راهروهای وزارت اقتصاد و سازمان بورس و میان افراد در زمینه طراحی ابزار مطرح میشود، صحبت از عدد سالانه ۴ درصد است.
حتی در مورد زمانبندی پرداخت سود نیز که آیا این عدد ۴ درصد سالانه، به صورت ماهانه پرداخت شود یا سه ماه یکبار یا آخر سال و اینکه در چه قالبی پرداخت شود (به صورت ارز پرداخت شود یا ریال)، جمعبندی وجود ندارد.
بهترین مدل برای پرداخت نرخ سود صندوق های ارزی
نظر بنده این است که اگر سودی هم بخواهد تعلق بگیرد، این سود باید با همان روش ریالی پرداخت شود؛ منتها ریالی که بر مبنای نرخ ارز کشف شده در همان صندوق پرداخت شود.
به طور مثال، اگر هر واحد این صندوق ۱۰۰ دلار باشد و قرار باشد هر سه ماه یکبار سود پرداخت کند، با فرض سود ۴ درصد، باید در هر دوره ۳ ماهه، ۱ درصد سود (یعنی یک دلار) پرداخت شود و این پرداخت را به صورت ریالی انجام دهد. یعنی فرض کنید در مقطع پرداخت سود که سه ماه آینده است، نرخ دلاری که در آن صندوق محاسبه میشود، مثلاً ۱۶۳ هزار و ۴۰۰ تومان باشد، در موعد پرداخت باید معادل آن را به ریال به افراد بدهد و همینطور در دورههای بعدی.
بنابراین مبنای محاسبات، ارزش و قیمتگذاری خود صندوق است و مقدار پرداختی باید در روز اول در امیدنامهها تعیین و متعهد به پرداخت شود. هرچند از نظر کارشناسی میگویم این سود حتی اگر اعدادی زیر ۴ درصد هم باشد، به نظر من در صورت رفع محدودیتهایی که مطرح کردم، مورد استقبال بازار قرار خواهد گرفت.
*اکنون در شرایطی هستیم که یکی از مشکلات کشور خارج شدن سرمایههای مردم از بخش تولید و حرکت آن به سمت بازارهایی مثل طلا و ارز است. به نظر شما این طرح دولت درباره صندوقهای ارزی، رسمیت دادن به سرمایهگذاری در بازار ارز محسوب میشود یا خیر؟
تجربیاتی در دنیا وجود دارد که اگر ما به آنها بیتوجه باشیم، به سراغ راههای غلط میرویم؛ از جمله اینکه اصطلاحاً «چرخ را دوباره از اول اختراع کنیم». تجربه دنیا چه میگوید؟ تجربه دنیا میگوید که ما در اقتصاد پدیدهای به اسم تورم داریم و در کنار آن نرخ بهره یا نرخ سود را داریم که بسیار به نرخ تورم نزدیک است.
یعنی اگر اقتصاد بخواهد به صورت متعادل حرکت کند، نرخ بهره باید با تورم تناسب داشته باشد. اگر ما به صورت دستوری نرخ بهره را از نرخ تورم فاصله بدهیم، مردم پولشان را از بانکها خارج میکنند و هزاران اتفاق دیگر خواهد افتاد؛ در نتیجه در یک بازار غیررسمی، نرخ بهرهای شکل میگیرد که شرایط آن بسیار ظالمانه و بسیار بالاتر از نرخ تورم است.
همان چیزی که در ادیان الهی (مسیحیت، یهودیت و اسلام) نسبت به آن (ربا) محدودیتهای دینی قرار دادهاند و منظور از این ربا، نرخ بهره غیرمتعارف است و متعارف یعنی تناسب با نرخ تورم همان کشور.
نسبت معکوس نرم تورم با سرمایهگذاری
این تجربه به ما میگوید، وقتی نرخ تورم در کشوری افزایش پیدا کند، میل به سرمایهگذاری کاهش مییابد و مردم به تدریج به سمت حفظ قدرت خرید یا حفظ ارزش سرمایهگذاریهایشان میروند.
یعنی اصولاً پول وارد تولید، سرمایهگذاری و هیچ کار مولدی نمیشود. پول به جایی نمیرود که ارزش آن در حد صفر، ثابت بماند؛ یعنی مردم عملاً از دریافت سود منصرف میشوند. اگر بخواهند مثلاً فعالیت ساختمانی انجام دهند، فقط به این شرط این کار را میکنند که مطمئن شوند پس از اتمام پروژه، حداقل به اندازه تورم از آن منتفع میشوند؛ اگر منتفع نشوند، اصلاً آن پروژه را شروع نمیکنند. بنابراین این رفتار امروز مردم ایران در شرایطی که ما بیش از ۷ سال است در تورم بالای ۴۰ درصد قرار داریم، کاملاً طبیعی است.
اکنون که در بهمن 1404 صحبت میکنیم، تورم از مرز 60 درصد عبور کرده و به نظر میرسد تا آخر سال حتی به مرز ۷۰ درصد هم برسد. در مورد سال آینده نیز نمیدانیم چه اتفاقی میافتد. در چنین شرایط تورمی در هیچ اقتصادی نباید توقع داشته باشیم کسی به سمت تولید و سرمایهگذاری برود. پس مردم چه میکنند؟ همه میخواهند ریال خود را بدهند و چیزی بگیرند که ارزش آن دارایی را حفظ کند؛ اگر توانشان برسد سکه، طلا، دلار، خودرو یا هر چیزی که احساس کنند ارزش داراییشان را در مقابل تورم تا حدی حفظ میکند.
این کفِ توقع مردم خواهد بود. اکنون حقیقت این است که در بقیه بازارها (مسکن، سرمایه و حتی صندوقهای درآمد ثابت که این روزها نرخهای بالایی پرداخت میکنند)، چنین چیزی متصور نیست.
سرمایهگذاران صندوقهای درآمد ثابت هم در حال ضرر هستند زیرا…
در واقع حتی کسانی که اکنون پولشان را در بانکها یا صندوقهای با درآمد ثابت گذاشتهاند و حدود ۳۷ یا ۳۸ درصد سود میگیرند، از نظر بنده در حال ضرر کردن هستند. منتها این افراد چون نمیتوانند ریسک برخی بازارها را بپذیرند، (مثلاً نوسانات دلار که در یک سال اخیر بارها نوسان مثبت بالای ۱۰ درصد در طی یک هفته داشته) حاضر میشوند با سود کمتر، پولشان در صندوقهای ثابت باشد. اما کسانی که تحمل ریسک دارند، طبیعتاً به سمت نگهداری پول به شکل ارز و طلا میروند.
صندوق ارزی؛ تکرار تجربه شکست خورده سپردههای ارزی بانکها؟
*یک تجربه شکستخورده نیز در مورد سپردههای ارزی بانکها داشتیم که در زمان جهش نرخ ارز و تسویه ریالی آنها رخ داد. این سؤال مطرح میشود که چه تضمینی وجود دارد سود این صندوقها، آن هم با آن میزان اعلام شده، محقق شود؟
سپردههای ارزی بانکها با این موضوع تفاوت دارد. در آنجا نگرانی مردم ناشی از تجربهای بود که در دهه ۸۰ اتفاق افتاد؛ یک تجربه موفق که با اشتباه سیستماتیک از سوی حاکمیت و عمدتاً بانک مرکزی به یک تجربه تلخ تبدیل شد و باعث شد دیگر کسی پول ارزی در بانک سپرده نکند.
در حالی که پیش از آن، ما این مورد را خیلی زیاد داشتیم. اشتباه این بود که افرادی که سپرده ارزی داشتند و به بانک ارز داده بودند (حالا این ارز اسکناس بود یا حواله ارزی از کشور خارجی)، بانک آن را قبول کرده بود. بنده اصرار دارم بگویم منشأ آن اهمیت نداشت که از کدام کشور آمده است، حواله یا چه چیزی بوده است؛ بانک آن را به عنوان سپرده دلاری یا هر ارز دیگری به نام شخص نگهداری کرده بود. اما زمانی که فرد (مثلاً یک یا چند سال بعد) برای دریافت پول خود مراجعه کرد، بانکها اعلام کردند که «ما این پول را نداریم که به شما بدهیم» و معادل ریالی آن را پرداخت کردند.
برخی اعتراض کردند که «من ارز دادهام و ارز میخواهم»؛ اما محدودیت گذاشتند و گفتند: «فقط اگر روز اول اسکناس داده بودید، اسکناس میدهیم؛ در غیر این صورت ریال میدهیم و تعهدی نداریم.» برخی از مردم از روی اضطرار قبول کردند، اما بانکها ریال را بر مبنای یک نرخ دستوری و نادرست پرداخت کردند. دقیقاً به خاطر دارم که دلار در بازار مثلاً ۱۷۰۰ یا ۱۸۰۰ تومان بود، اما بانکها میخواستند سپردهها را با نرخ ۱۲۲۶ تومان به مردم بپردازند. مردم حاضر به پذیرش نبودند و میگفتند اگر قرار است معادل ریالی بدهید، باید به نرخ روز بازار باشد.
مردم نسبت به سرمایه گذاری ارزی در بانکها بیاعتماد شدند
این اقدام بانکها و پذیرش اجباری برخی مردم به خاطر اضطرار، یک بیاعتمادی ایجاد کرد که کسی در سیستم بانکی ایران ارز نگهداری نکند، چون احتمال دارد در زمان برداشت، بانک، ارز او را در قالبی بدهد که مورد قبول سپردهگذار نیست.
بنده در مورد صندوق ارزی اعتقاد دارم، دو اتفاق باید بیفتد: اول اینکه ورود و خروج باید با ریال باشد. این تصور که صندوق ارزی باعث میشود دلارهای خانگی مردم به سمت صندوق بیاید، یک خیال باطل است. به هیچ عنوان هیچ شخصی حاضر نیست ارزی را که در خانه یا صندوق امانات دارد، در اختیار صندوق ارزی بگذارد، حتی با سود ۸ درصد؛ چون در معرض این ریسک قرار میگیرد که آیا روزی که پولش را میخواهد، صندوق آن را پس میدهد یا خیر.
نکته دوم بحث بازارپذیری است. اگر فرد بداند این دارایی هر روز به صورت نقد معامله میشود و میتواند به نرخ روز پولش را بگیرد، اطمینان پیدا میکند. اگر مردم مطمئن شوند که نقدشوندگی بالاست و با ارزش واقعی بازار به صورت ریالی تسویه میشود، دیگر برای خروج پول هجوم نمیآورند و میگویند: سیستم کار میکند، من هم فعلاً به پولم احتیاج ندارم، پس در این صدوق بماند. هجوم مردم زمانی اتفاق میافتد که شک کنند.
بخش خصوصی در شرایط تورمی سرمایهگذاری نمیکند
*به نظر شما این موضوع چه نسبتی با تولید دارد، در شرایطی که بنگاههای داخلی با رکود و مالیات دست و پنجه نرم میکنند؟
اصولاً اگر اکنون شرکتهای تولیدی در حال فعالیت هستند، یا به خاطر بدهیهایی است که دارند، یا به خاطر حفظ اشتغال و محدودیتهای قانونی، فرهنگی و اجتماعی است که نمیخواهند افراد را از درآمد محروم کنند، یا اینکه بخشی از تولیداتشان نیاز ضروری جامعه است. اما کسانی که این ملاحظات را نداشته باشند و احساس کنند محصولشان از جای دیگر تأمین میشود، متأسفانه واحد تولیدی خود را تعطیل کردهاند. فعالیتهای جدید و توسعه سرمایهگذاری و تولید، تقریباً صفر است.
اطلاعاتی که از بخش های مختلف دارم، به جز بخشهای بسیار بزرگ دولتی که به صورت دستوری کار توسعه را انجام میدهند و امید دارند در آینده سودی برداشت کنند، بخش خصوصی واقعی در این شرایط تورمی سرمایهگذاری نمیکند. علتش واضح است؛ ما تقریباً هیچ طرح سرمایهگذاری نداریم که بتواند امروز بازدهی بیش از تورم داشته باشد. منطقاً فرد میگوید چرا باید ریسک کنم و منابعم را درگیر طرحی کنم که چند سال طول میکشد و در انتها بازدهیاش کمتر از تورم است؟
اگر اکنون تأمین مالی در بازار صورت میگیرد یا اوراقی منتشر میشود، وقتی دقیق شویم، میبینیم عمدتاً با نرخ های بین 45 درصد تا 70 درصد، خودشان را تامین مالی می کنند و عمدتا به طرحهای تجاری میرسیم که با دلار و ارز کار میکنند که در کار واردات یا صادرات هستند. این واحدها چون درآمد ارزی دارند، نگران تورم نیستند و میتوانند سودهای ۴۵ تا ۷۰ درصدی را به سرمایهگذار پرداخت کنند. چون چشمانداز تورم و نرخ ارز در سال آینده احتمالا بالای ۶۰ درصد رشد خواهد بود، بهره ۵۰ درصدی برای آنها منطقی است. اما این بیزینسها تعدادشان بسیار محدود است و به همین دلیل حجم تأمین مالی در آمارها به شدت کاهش یافته است.
جای خالی نماد دلار و تتر در بورس
*به نظرتان چرا ما تاکنون «نماد ارزی» مثل دلار یا تتر در بورس ایران نداشتهایم؟
ما یک محدودیت در بازار سرمایه داریم و آن این است که مجموع سیستمهای نرمافزاری (از معاملات آنلاین کارگزاریها گرفته تا بورس تهران، فرابورس، بورس کالا و انرژی، و سیستم تسویه و پایاپای در شرکت سپردهگذاری مرکزی یا همان سمات)، همگی بر مبنای ریال طراحی شدهاند. بنابراین ما امروز امکان معاملات غیرریالی و تسویه غیرریالی نداریم. اما اینکه معاملات با ریال انجام شود، اما دارایی پایه ارز (مثل تتر یا دلار) باشد، هیچ محدودیت فنی ندارد؛ کما اینکه در صندوق طلا این کار را کردیم.
مهمترین مانع ما در مورد داراییهای ارزی، سنگاندازی و ایجاد ممانعت از سمت بانک مرکزی است. مهمترین نهادی که اجازه نداده است، نمادها و ابزارهایی بر مبنای ارزهای مختلف در بازارهای رسمی داشته باشیم، بانک مرکزی بوده است؛ به دلیل محدودیتهای نادرست، غیرمنصفانه و مغرضانه این نهاد، ما نتوانستیم این ابزارها را داشته باشیم.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0