به گزارش آفتاب نو، محسن مهدیان، مدیرمسئول همشهری در یادداشتی نوشت: اول یک اعتراف جالب: ترامپ این روزها بسیار متعجب است.
چرا؟
ویتکاف، نماینده آمریکا در مذاکرات، میگوید ترامپ متعجب است که چرا ایرانیها با وجود ناوگانهایی که فرستادهایم، همچنان تسلیم نشدهاند.
حالا سؤال: مگر قرار بود با ترس کار تمام شود؟
بله. ترامپ چند هفته پیش اعتراف کرد: «توافق با آنها دشوار است… گاهی باید ترس ایجاد کرد؛ این تنها چیزی است که میتواند اوضاع را تعیین تکلیف کند.»
یعنی راهبرد روشن است؛ ایجاد ترس.
حالا سؤال: چرا ترس کارگر نیفتاده است؟
باز هم اعتراف از زبان خودشان. مارک لوین، چهره نزدیک به ترامپ، صریح میگوید: هدف ما از فشار مضاعف و تهدید نظامی ایران، مسئله دموکراسی نیست! ایرانیان نزدیک قله و نقطهای غیرقابل بازگشت از قدرت جهانی هستند.
یعنی مسئله، مهار یک قدرت در حال صعود است.
اما این قدرت از کجاست؟
پاسخ را ژنرال کنت مکنزی، فرمانده پیشین سنتکام، میدهد: «ما توانایی نابودی تأسیسات نظامی ایران را داریم، اما قادر به نابود کردن تفکر و ایدئولوژیای نیستیم که یک ملت را در برابر فشارها متحد نگه داشته است.»
پس مشکل، موشک و تأسیسات نیست؛ مشکل، تفکری است که ملت را متحد نگه داشته است.
خب این تفکر میان چه کسانی است؟
نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا، پاسخ میدهد: باید فشار اقتصادی را طوری اعمال کنیم که حامیان نظام در روستاها و اقشار ضعیف هم درد را احساس کنند.
حالا چطور این فشار را اعمال کردند؟
وزیر خزانهداری آمریکا پاسخ میدهد: «ما بدون شلیک حتی یک گلوله، معترضان را به خیابانها کشاندیم… با ایجاد کمبود دلار. بانک مرکزی مجبور به چاپ پول شد، ارزش پول سقوط کرد و تورم بالا رفت.»
همین؟ نه، ادامه دارد. این سیاست یک پشتیبان میدانی هم میخواهد. چه کسی توضیح میدهد؟
مایک پمپئو، وزیر خارجه سابق آمریکا، مینویسد: «سال نو مبارک به ایرانیانی که در خیابانها هستند و به هر مأمور موسادی که در کنارشان قدم میزند.»
و سؤال آخر: نتیجه این همه فشار چه بوده است؟

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0