تخصیص این سبد کالا برای مردم قطعی شد

دو پادشاه با یک سرنوشت تکراری!

پرهزینه ترین داروها برای کدام گروه از بیماران است؟

آخرین خبر از بازار طلا: معاملات صفر شد

قیمت هر کیلو گوشت برزیلی اعلام شد

 

تاریخ انتشار : پنجشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۰۶
کد خبر : 798591

داستان مردی که به باورهایش وفادار ماند

داستان مردی که به باورهایش وفادار ماند

جامعه ورزشی آفتاب نو: کودکی در سایه فقر و بیماریمحمود در ۹ مارس ۱۹۶۹ با نام کریس وین جکسون در شهر گالف‌پورت ایالت می‌سی‌سی‌پی متولد شد؛ شهری ساحلی که پشت ظاهری زیبا، واقعیتی تلخ از فقر و محرومیت درونش پنهان بود. او در خانواده‌ای کم‌درآمد بزرگ شد؛ مادری که برای تامین معاش در کافه‌تریای یک

جامعه ورزشی آفتاب نو:

کودکی در سایه فقر و بیماری
محمود در ۹ مارس ۱۹۶۹ با نام کریس وین جکسون در شهر گالف‌پورت ایالت می‌سی‌سی‌پی متولد شد؛ شهری ساحلی که پشت ظاهری زیبا، واقعیتی تلخ از فقر و محرومیت درونش پنهان بود. او در خانواده‌ای کم‌درآمد بزرگ شد؛ مادری که برای تامین معاش در کافه‌تریای یک بیمارستان وابسته به اداره کهنه‌سربازان کار می‌کرد و سه پسری که به سه وعده غذای کامل عادت نداشتند. گاهی غذایشان تنها نان با شربت یا آب‌قند بود و حتی پیش می‌آمد که کریس به جای یک وعده مقوی، فقط قهوه بنوشد.
اما چالش‌های او فقط اقتصادی نبود. کریس به سندروم تورت مبتلا بود؛ اختلالی عصبی که با حرکات و صداهای غیرارادی همراه است. در کلاس درس، گردنش بی‌اختیار تکان می‌خورد، پلک می‌زد و صداهایی ناخواسته از دهانش خارج می‌شد. خودش بعدها گفته بود تمام توانش را صرف می‌کرد که حرکت نکند و زیر لب دعا می‌خواند: «خدایا، نگذار حرکت کنم.»
با این حال، زمین بسکتبال برایش پناهگاهی امن بود. جایی که تمرکز شدید و تکرار مداوم حرکات، نه‌تنها نشانه‌های بیماری‌اش را کم‌رنگ می‌کرد، بلکه از او بازیکنی منضبط و دقیق ساخت. او ساعت‌ها در سرما و گرما تمرین می‌کرد؛ دریبل از بین پا، پشت کمر، شوت‌های متوالی از پشت خط پرتاب آزاد. توپ بسکتبال برایش نه ‌فقط ابزار ورزش که راه نجات از فقر، اعتیاد اطرافیان و پیشنهادهای وسوسه‌برانگیز خیابان بود.

درخشش خیره‌کننده در دانشگاه
نبوغ او خیلی زود در دبیرستان نمایان شد و دانشگاه‌های بزرگ آمریکا برای جذبش رقابت کردند. در فصل ۸۹-۱۹۸۸، نخستین سال حضورش در مسابقات دانشگاهی، انفجاری ظاهر شد. در سومین بازی‌اش ۴۸ امتیاز گرفت، دو بازی بعد ۵۳ امتیاز ثبت کرد و رکورد امتیازگیری سال اولی‌های NCAA را شکست. برابر تیم‌های بزرگی چون کنتاکی، تنسی و مریلند نمایش‌هایی ارائه داد که کارشناسان را شگفت‌زده کرد.
یکی از به‌یادماندنی‌ترین مسابقاتش در سالن عظیم لوئیزیانا سوپردم و مقابل جورج‌تاون برگزار شد؛ جایی که بیش از ۵۴ هزار نفر برای تماشای بازی آمده بودند. کریس ۲۶ امتیاز کسب کرد و تیمش در دیداری نفس‌گیر پیروز شد. همان‌جا بود که بسیاری او را یک نابغه بسکتبال نامیدند.
     
چالش‌های NBA و بازگشت قدرتمند

ورود به NBA اما ساده نبود. او به تیم دنور ناگتس پیوست، ولی در فصل نخست با مصدومیت پا و افزایش وزن روبه‌رو شد. میانگین امتیازش از ۱۴ به ۱۰ سقوط کرد و برخی رسانه‌ها او را انتخابی ناموفق دانستند. اما او بار دیگر با همان روحیه دوران کودکی بازگشت: ۱۳ کیلو وزن کم کرد، روزی ۹ ساعت تمرین کرد و در سومین فصل حرفه‌ای‌اش با میانگین ۱۹ امتیاز، جایزه بیشترین پیشرفت لیگ را به دست آورد. او دوباره بهترین امتیازآور دنور شد و نشان داد استعدادش اتفاقی نبوده است. از نظر فنی، عبدالرئوف یکی از سریع‌ترین و خلاق‌ترین گاردهای زمان خود بود. شوت‌های ناگهانی، دریبل‌های انفجاری و توانایی خلق موقعیت در لحظات حساس، او را به بازیکنی غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرده بود. بسیاری معتقدند اگر حواشی بیرونی نبود، می‌توانست جایگاهی حتی بالاتر در تاریخ لیگ به دست آورد.
     
گرایش به اسلام و تغییر نام

در اوج شهرت، کریس جکسون مسیر معنوی تازه‌ای را آغاز کرد. مطالعه آثار و سخنرانی‌های مالکوم ایکس او را به تفکر عمیق درباره هویت و ایمان سوق داد. او به اسلام گروید و نامش را به محمود عبدالرئوف تغییر داد.حتی خانه‌ای متروکه در زادگاهش خرید و آن را به مسجد تبدیل کرد. امااین انتخاب،هزینه داشت. خودش می‌گوید بسیاری فقط می‌خواستند «این پسر توپ را دریبل کند و سؤال نپرسد.» تغییر هویت مذهبی‌اش با تمسخر، فشار رسانه‌ای و سوءبرداشت‌های فراوان همراه شد.
     
جنجال سرود ملی

در سال ۱۹۹۵، عبدالرئوف اعلام کرد هنگام پخش سرود ملی آمریکا نمی‌ایستد، زیراآن رانماد ملی‌گرایی افراطی می‌دانست و از نظر اعتقادی با آن مشکل داشت. ابتدا لیگ تلاش کرد موضوع را بی‌سروصدا مدیریت کند، اما وقتی او یک‌بار در زمین نشست، موجی از انتقادها و تهدیدها به راه افتاد. در نهایت توافق شد هنگام پخش سرود بایستد و در دل دعا کند، اما فشارها ادامه یافت و او به‌تدریج از مرکز توجه کنار رفت.سال‌ها بعد، حرکت اعتراضی او الهام‌بخش اقدام کالین کاپرنیک در لیگ فوتبال آمریکایی شد؛ ورزشکاری که به نشانه اعتراض به تبعیض نژادی زانو زد و بهای سنگینی پرداخت.
محمود عبدالرئوف در سال‌های پایانی، مدتی در ژاپن بازی کرد و سرانجام از دنیای حرفه‌ای خداحافظی کرد. خانه بزرگش در گالف‌پورت در سال ۲۰۰۱ به آتش کشیده شد؛ حادثه‌ای که آن را بی‌ارتباط با مواضع اجتماعی‌اش نمی‌دانست.
او بارها گفته است: «رویای آمریکایی زمانی معنا دارد که عدالت برای همه باشد.» از نگاه او، موفقیت شخصی‌اش نتیجه لطف سیستم نبود، بلکه حاصل سال‌ها مبارزه با فقر، بیماری و فشار اجتماعی بود.

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

.

advanced-floating-content-close-btn