گفتوگو کردن با کریم باقری همیشه جذاب است چون با صراحت حرفهایش را میزند و اهل تکذیب آنها نیست. مردی که علاوه بر شهرت، محبوبیت فراوانی هم در جامعه فوتبال دارد.
آقاکریم ۳ اسفند ۱۳۹۰ مصاحبهای مفصل با آفتاب نو انجام داد که چکیده حرفهایش را دوباره برایتان به رشته تحریر درآوردهایم:
- سال ۸۷ برای کمک به تیم ملی برگشتم و دوباره پیراهن این تیم را پوشیدم.
- سال ۸۹ در پرسپولیس به من بازی نمیرسید به همین خاطر کنار کشیدم و خداحافظی کردم ولی کتمان نمیکنم که بر خلاف میل باطنیام از پرسپولیس خداحافظی کردم. البته اختلافی با علی دایی نداشتیم و هنوز هم با هم خیلی خوبیم ولی شاید در آن مقطع ترجیح میداد از من استفاده نکند.
- من ۱۰ سال برای پرسپولیس بازی کردم و به حرمت طرفداران این تیم نمیتوانم برخی کارها را انجام بدهم. با آقای فتحاللهزاده مدیرعامل باشگاه استقلال رابطه خوبی داریم و ایشان در مراسم مرحوم حجازی به من به شوخی گفت بیا استقلال ولی نمیتوانم دل هواداران پرسپولیس را بشکنم و به استقلال بروم.
- در زندگی ورزشی خودم یک حلقه گمشده دارم. حلقهای به نام کسب عنوان بهترین بازیکن سال فوتبال آسیا در سال ۱۹۹۷. من آن زمان باید این عنوان را به دست میآوردم ولی شرایط فراهم نشد.
- سال ۷۹ وقتی به انگلیس رفتم، با باشگاه چارلتون قرارداد ۳ ساله بستم ولی در همان اوایل کار پدرم فوت کرد و پس از آن هم اردوهای متعدد تیم ملی شروع شد به همین خاطر سال بعد رئیس باشگاه گفت چون تو برای من هزینه داشتی و حالا دوباره باید درگیر مسابقات ملی شوی، حمایتت میکنیم تا به یک تیم دست اولی انگلیسی بروی ولی من قبول نکردم و دوران حضورم در فوتبال این کشور تمام شد.
- مهمترین نکته برای یک فوتبالیست در بحث زندگی سالم، تغذیه و خواب است. شما نباید در کافیشاپ استراحت کنی و داخل چلوکبابی غذا بخوری بلکه باید درون خانه استراحت کنی و ناهار و شام را هم همانجا بخوری.
- مرحوم پدرم میگفت یا باید درس بخوانی یا کار بکنی. من پنهانی فوتبال بازی میکردم و اجازه نداشتم چون اگر پدر و برادر بزرگترم میفهمیدند، کتک میخوردم. اتفاقی که بارها رخ داد و اینقدر از پدر و برادرم کتک خوردم که شدم کریم باقری! کتک خوردم ولی عقبنشینی نکردم.
- سال ۷۴ پرسپولیس به طور جدی من را میخواست و بازیکن تیم کشاورز بودم ولی ظرفیتم در این تیم پر شده بود و باید به تیم دیگری میرفتم. با آقای صفیزاده رابطه بسیار خوبی داشتیم و آنقدر به من محبت کرده بود که خجالت میکشیدم در این مورد حرفی به او بزنم (مرحوم محمد صفیزاده، مدیرعامل اسبق باشگاه کشاورز و رئیس اسبق فدراسیون فوتبال در تابستان ۱۴۰۳ چشم از جهان فروست) ایشان وقتی شنید، شوکه شد و به من گفت ۱۰میلیون تومان به باشگاه بده و برو. در جلسه با آقای امیر عابدینی گفتم ۲۲میلیون تومان میخواهم او هم گفت ایرادی ندارد. فردای همان روز قرارداد بستیم و من از ابتدای سال ۱۳۷۵ برای پرسپولیس بازی کردم.
- اینکه میگویند آبان ۱۳۷۶ در قطر میان من و آقای مایلیکهن درگیری فیزیکی به وجود آمد اصلا صحت ندارد چون هرگز مشکلی با ایشان نداشتم. نه او به من چک زد و نه من خدای نکرده دست روی ایشان بلند کردم.
- اردوی بحرین قبل از بازی با این تیم در مهرماه ۱۳۸۰ واقعا افتضاح بود و بدترین روزهای زندگی خودم را سپری کردم. میزبان به ما زمین چمن نمیداد و مجبور بودیم در یک زمین خاکی تمرین کنیم! آقای بلاژویچ هم بازیکنان را تا ساعت ۱ بامداد آزاد میگذشت بنابراین نه تمرین درست داشتیم نه استراحت کافی.
- پدرم ماشین سنگین داشت و من هم دوست داشتم ولی متاسفانه این شایعه پخش شد که من در کار تریلی هستم درحالی که هیچ وقت تریلی نداشتم.


ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0