پارادایم شیفت واقعی از لیبرالیسم پنهان به حکمرانی اسلام ناب
جامعه ورزشی آفتاب نو: نویسنده دکتر محمودرضا امینی – کارشناس ارشد راهبردی و حکمرانی اسلامی این طیف، پارادایمشیفت را عمدتا به معنای عبور از «وضعیت سنتی و انقلابی» و حرکت بهسوی نوعی مدرنیته سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تفسیر میکنند که محور آن، عادیسازی رابطه با آمریکا و اروپا، کاستن از مؤلفههای هویتی انقلاب اسلامی و

این طیف، پارادایمشیفت را عمدتا به معنای عبور از «وضعیت سنتی و انقلابی» و حرکت بهسوی نوعی مدرنیته سیاسی، اقتصادی و فرهنگی تفسیر میکنند که محور آن، عادیسازی رابطه با آمریکا و اروپا، کاستن از مؤلفههای هویتی انقلاب اسلامی و بازتعریف حکمرانی برمبنای الگوهای لیبرال است؛ حتی اگر این مسیر به قیمت تضعیف استقلال، عدالت و سرمایه اجتماعی تمام شود.
* اما پرسش بنیادین اینجاست:
آیا بحرانهای مزمن اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی امروز ایران، محصول پایبندی بیش از حد به ارزشهای انقلاب است، یا نتیجه فاصله گرفتن تدریجی و ساختاری از همان ارزشها؟
* پارادایمشیفت؛ مسأله کجاست؟
پارادایمشیفت در حکمرانی، صرفا تغییر شعار یا جابهجایی مدیران نیست؛ بلکه این مسأله یعنی تغییر همزمان در:
۱ ــ مسألهانگاری (اینکه مشکل اصلی کشور چیست)،
۲ ــ هدفگذاری (موفقیت چگونه سنجیده میشود)،
۳ ــ ابزارها و سیاستها،
۴ ــ نظام پاسخگویی و مسئولیتپذیری.
بر این اساس، اگر پارادایمشیفت بهدرستی فهم شود، پرسش اصلی این نیست که «چقدر از انقلاب عبور کنیم»، بلکه این است که چرا ارزشهای اسلامی و انقلابی، به حکمرانی کارآمد و سیاست عمومی مؤثر تبدیل نشدهاند؟
واقعیت این است که آنچه امروز در بسیاری از عرصهها شاهد آن هستیم، نه حکمرانی اسلامی اصیل، بلکه نوعی لیبرالیسم پنهان و ناقص است؛ لیبرالیسمی که نه آزادی واقعی میآورد، نه عدالت، نه رفاه پایدار و نه حتی نظم اجتماعی.
* شاخص انقلابیگری در حکمرانی؛ ملاک کجاست؟
رهبر معظم انقلاب در بیانات متعدد خود، انقلابیگری را نه یک هیجان مقطعی، بلکه یک «منطق پایدار حکمرانی» تعریف کردهاند. شاخصهایی چون:
ــ پایبندی واقعی به مبانی و ارزشهای انقلاب.
ــ هدفگیری آرمانها با همت بلند.
ــ استقلال همهجانبه بهویژه استقلال فرهنگی.
ــ حساسیت نسبت به دشمن و تبعیت نکردن از نقشه او (جهاد کبیر).
ــ و تقوای دینی و سیاسی.
همگی نشان میدهد که انقلابی بودن، مترادف با عقلانیت، انضباط، شجاعت در تصمیم و صداقت با مردم است نه بینظمی، نه تندروی و نه شعارزدگی.
از این منظر، طرح پارادایمشیفتی که به تضعیف استقلال، شرطیسازی اقتصاد به بیرون و رهاسازی فرهنگی بینجامد، نه تحول، بلکه ارتجاع به الگوهای شکستخورده وابستگی است.
* اقتصاد؛ فاصله از عدالت، سقوط به بلاتکلیفی
یکی از روشنترین نشانههای فاصلهگیری از ارزشهای انقلاب، وضعیت اقتصاد است. اقتصاد اسلامی ــ انقلابی بر «عدالت»، «تولید»، «مبارزه ساختاری با فساد» و «استقلال» استوار است. اما آنچه در عمل رخ داده، ترکیبی است از:
ــ رهاسازی بازار بدون تنظیمگری مؤثر.
ــ جذابسازی سوداگری به جای تولید.
ــ تداوم رانتهای پنهان و تعارض منافع.
ــ و شرطیسازی معیشت مردم به مذاکرات و تصمیمات بیرونی.
نتیجه روشن است: تورم مزمن، کاهش ارزش پول ملی، شکاف طبقاتی فزاینده و فرسایش اعتماد عمومی. این وضعیت، محصول «زیادیبودن ارزشها» نیست؛ بلکه نتیجه کنار گذاشتن عدالت بهعنوان شاخص اصلی موفقیت حکمرانی است.
* فرهنگ؛ از حکمرانی فعال به رهاسازی یا نمایش
در حوزه فرهنگ، بحران عمیقتر و پرهزینهتر است. حکمرانی اسلامی، مسئول «صیانت هوشمندانه از هنجارها» ست؛ نه رهاسازی و نه برخوردهای مقطعی و نمایشی. اما در سالهای اخیر، شاهد نوعی دوگانهسازی جعلی بودهایم: یا آزادی مطلق، یا سختگیری غیرعاقلانه.
این دوگانه، میدان واقعی فرهنگ را به نفع جریانهای نفوذ، جنگ شناختی و الگوهای وارداتی خالی کرده است. گسترش برخی سبکهای زندگی، محصولات رسانهای، رویدادها و فضاهای اجتماعی که عملا با ارزشهای اسلامی و هویت ملی در تعارضند، نتیجه فقدان حکمرانی فرهنگی منسجم، شجاع و پاسخگوست؛ نه نتیجه پایبندی به اسلام ناب.
* عدالت اجتماعی؛ زخم کهنه بیتصمیمی
عدالت اجتماعی، ستون فقرات انقلاب اسلامی است، اما وقتی عدالت به توزیع یارانههای ناکارآمد، سیاستهای کوتاهمدت و شعارهای بدون پیگیری فروکاسته میشود، احساس تبعیض نهادینه میشود. این احساس، خطرناکترین سرمایه برای جنگ روانی دشمن است و مستقیما امید اجتماعی را هدف میگیرد.
عدالت، بدون اصلاح ساختارها، بدون شفافیت، بدون مبارزه واقعی با فساد و بدون پاسخگویی مدیران، محقق نمیشود؛ حتی اگر صدها بار در سخنرانیها تکرار شود.
* پارادایمشیفت مطلوب؛ بازگشت به اسلام ناب عملیاتی
بر این اساس، پارادایمشیفت واقعی، نه از انقلاب به لیبرالیسم، بلکه از لیبرالیسم پنهان به حکمرانی اسلامی اصیل و کارآمد است. این شیفت، مستلزم چند اقدام روشن است:
۱ ــ بازتعریف شاخص موفقیت دولت براساس عدالت، قدرت خرید و رفاه واقعی مردم.
۲ ــ مبارزه نهادی و نه شعاری با فساد و تعارض منافع.
۳ ــ عملیاتیسازی اقتصاد مقاومتی و کاهش جذابیت سوداگری.
۴ ــ حکمرانی فرهنگی فعال، منسجم و شجاع، نه رهاسازی و نه نمایش.
۵ ــ صیانت قاطع و حکیمانه از هنجارهای اجتماعی.
۶ ــ دیپلماسی عزتمند، متوازن و غیرشرطیساز.
۷ ــ نظام پاسخگویی شفاف؛ هر وعده، با زمانبندی و مسئول مشخص.
* جمعبندی:
کشور امروز بیش از هر زمان دیگر به «تصمیمهای بزرگ» نیاز دارد؛ تصمیمهایی که ریشه در هویت اسلامی ــ انقلابی داشته باشد و شجاعت عبور از محافظهکاریهای ناکارآمد را پیدا کند. پارادایمشیفت اگر قرار است رخ دهد، باید به سمت جدیتر شدن، اصیلتر شدن و اجرایی شدن ارزشهای اسلام ناب محمدی (ص) باشد؛ نه فاصلهگرفتن از آنها.
تجربه چهار دهه گذشته بهروشنی نشان داده است:
هر جا به ارزشهای انقلاب عمل شد، پیشرفت حاصل شد و هرجا از آنها فاصله گرفتیم، بلاتکلیفی، تبعیض و بحران جای آن را گرفت.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0