گردشگری سبز؛ فرصت نوین اقتصاد
جامعه ورزشی آفتاب نو: مسأله اصلی ایران در این حوزه، کمبود جاذبه یا ظرفیت نیست، بلکه چگونگی حکمرانی بر این ظرفیتهاست. گردشگری سبز بیش از آنکه پروژهای عمرانی یا تبلیغاتی باشد، یک آزمون حکمرانی محلی و هماهنگی نهادی است. توسعه گردشگری در ایران، سالهاست که رویکردی جزیرهای را دنبال میکند؛ جایی که بخش دولتی، بخش

مسأله اصلی ایران در این حوزه، کمبود جاذبه یا ظرفیت نیست، بلکه چگونگی حکمرانی بر این ظرفیتهاست. گردشگری سبز بیش از آنکه پروژهای عمرانی یا تبلیغاتی باشد، یک آزمون حکمرانی محلی و هماهنگی نهادی است. توسعه گردشگری در ایران، سالهاست که رویکردی جزیرهای را دنبال میکند؛ جایی که بخش دولتی، بخش خصوصی و کنشگران غیررسمی هریک بهصورت مجزا و ناهماهنگ عمل میکنند و عرصه برای مدیریت یکپارچه مهیا نیست. گردشگری سبز این الگوی پراکنده را برنمیتابد. این نوع گردشگری نیازمند تصمیمگیری یکپارچه درباره زمین، منابع طبیعی، آب، فرهنگ محلی و حتی الگوی معیشت است. بههمین دلیل، موفقیت آن بیش از هر چیز به توان مدیریتی استانها و فرمانداریها گره خورده است.
نکته کلیدی دیگر، خطر «توسعهنمایی» در پوشش گردشگری سبز است. ساخت اقامتگاههای بیضابطه، ورود گردشگر بیش از ظرفیت تحمل محیط و تبدیل روستاها به صحنه نمایش، دقیقا خلاف فلسفه گردشگری سبز است. تجربه برخی مناطق نشان داده که بدون نظام ارزیابی اثرات زیستمحیطی و اجتماعی، حتی نیتهای خوب نیز میتواند به تخریب منجر شود. در این معنا، گردشگری سبز بیش از هر حوزه دیگری، نیازمند نظارت هوشمند و شفافیت تصمیمگیری است.
از زاویهای کلانتر، گردشگری سبز میتواند به یکی از ابزارهای بازتعریف تصویر ایران در سطح بینالمللی تبدیل شود. در جهانی که روایتها حرف اول را میزنند، معرفی ایران بهعنوان کشوری پیشرو در حفظ محیطزیست، پاسداشت فرهنگ بومی و تحقق توسعه پایدار، یک ضرورت راهبردی است. اما این روایت، تنها با کمپین رسانهای ساخته نمیشود، بلکه از دل تجربه واقعی گردشگران شکل میگیرد.
هر روستای موفق، هر میزبان آموزشدیده و هر تجربه صادقانه، یک پیام غیررسمی، اما مؤثر به جهان مخابره میکند. همچنین نباید از نقش اقتصاد محلی غافل شد. گردشگری سبز تنها زمانی معنا مییابد که عواید آن در همان منطقه بازتوزیع شده و مستقیما به بهبود معیشت جوامع محلی بینجامد. اگر سود اصلی به بیرون از استان یا به حلقههای محدود اقتصادی منتقل شود، اعتماد محلی از بین میرود و پروژه شکست میخورد. بههمین دلیل، مشارکت واقعی مردم، نهتنها یک اصل اخلاقی، بلکه یک ضرورت اقتصادی است.
در شرایط کنونی، گردشگری سبز برای ایران یک انتخاب لوکس یا تزئینی نیست، بلکه پاسخی است به محدودیت منابع، فشار بر محیطزیست و نیاز به الگوهای جدید رشد استانی. این مسیر، صبر، دقت و پرهیز از شتابزدگی میطلبد. اگر قرار است گردشگری سبز به موتور توسعه تبدیل شود، باید آن را جدی گرفت؛ نه بهعنوان شعار، بلکه بهعنوان سیاست عمومی بلندمدت. نکتهای که در بحث گردشگری سبز کمتر به آن توجه میشود، نسبت این حوزه با امنیت توسعه و پایداری اجتماعی استانهاست.
تجربه استانهای مرزی و کمبرخوردار نشان میدهد هرجا اقتصاد محلی فعال، درآمد پایدار و احساس مشارکت شکل گرفته، تابآوری اجتماعی نیز افزایش یافته است. گردشگری سبز، اگر بهدرستی طراحی شود، میتواند بخشی از بار توسعه را از دوش دولت بردارد و آن را به شبکهای از کنشگران محلی، تعاونیها و سرمایههای خرد منتقل کند. این همان نقطهای است که گردشگری از یک فعالیت خدماتی صرف، به ابزار سیاستگذاری منطقهای تبدیل میشود.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0