شطرنج تهران در ژنو
جامعه ورزشی آفتاب نو: مذاکرات از شامگاه چهارشنبه با دیدار عراقچی و وزیر خارجه عمان آغاز شد. پیشنهادها و ابتکارات ایران به میانجی منتقل و سپس به هیأت آمریکایی ارائه شد. صبح روز بعد، گفتوگوهای رسمی در ساختمان متعلق به عمان در ژنو و با حضور هیأتهای دو طرف و نیز رافائل گروسی مدیرکل آژانس

دو روایت از ژنو؛ خوشبینی مشروط یا بنبست پنهان؟
بلافاصله پس از پایان دور سوم، دو خط خبری در رسانههای بینالمللی شکل گرفت. روایت مثبت؛ که در پایان دور سوم مذاکرات آن را به پنجرهای برای توافق تعبیر کرد. رسانههای اروپایی و برخی محافل دیپلماتیک، تمرکز خود را بر «ورود به عناصر توافق» و «انتقال پرونده به سطح فنی» قرار دادند. در ادبیات مذاکراتی، ورود تیمهای کارشناسی به جزئیات، نشانه کنترل مرحله بیاعتمادی سیاسی و حرکت به سمت طراحی چارچوب عملیاتی است. این تحلیلگران معتقدند تهران با حفظ خطوط قرمز خود، انعطاف محاسبهشدهای نشان داده و واشنگتن نیز به این جمعبندی رسیده که سیاست فشار حداکثری به بنبست رسیده است.
از سوی دیگر روایت منفی بود که بلافاصله پس از پایان دور سوم مذاکرات بهعنوان خط خبری در برخی رسانههای تندرو آمریکایی و اسرائیلی منتشر شد و بر سایه تردید و تهدید تمرکز کرد. این خط خبری بر «اختلافات حلنشده» تمرکز کردند. موضوعاتی چون سطح غنیسازی، سازوکار رفع تحریمها و تضمینهای اجرایی همچنان محل مناقشه معرفی شد. برخی تحلیلها حتی احتمال شکست مذاکرات و بازگشت به سناریوی فشار نظامی را مطرح کردند. این روایت منفی، بیش از آنکه مبتنی بر دادههای مذاکراتی باشد،بازتابدهنده رقابتهای سیاسی درواشنگتن است؛رقابتی که اکنون خودبه یکی از متغیرهای اثرگذار بر روند دیپلماسی تبدیل شده است. تحلیل این دو روایت نشان میدهد هر دو حاوی بخشی از واقعیتاند. مذاکرات پیچیده امنیتی-هستهای بهندرت جهش ناگهانی دارند؛بلکه باانباشت تدریجی توافقهای خرد پیش میروند.ازسوی دیگر، تجربه تاریخی نشان داده است که آمریکا غالبا از مذاکرات بهعنوان ابزاری برای مدیریت بحران،نه حل ریشهای آن استفاده میکند.
دیپلماسی عمان و مهار سوءبرداشتهای منطقهای
درمیانه این فضای مبهم،نقش عمان برجستهتر شده است.مسقط درهفتههای اخیرتماسهایی بابازیگرانمنطقهای و فرامنطقهای برقرار کرده تا از شکلگیری «ادراک اشتباه» درباره روند مذاکرات جلوگیری کند. سفر فوری بدر البوسعیدی به واشنگتن و دیدار با جیدی ونس فقط یک رایزنی معمول دیپلماتیک نبود. این سفر حامل دو پیام کلیدی بود: نخست، انتقال ارزیابی واقعبینانه از هزینههای جنگ با ایران و دوم، جلوگیری ازشکلگیری سوءادراک درمحاسبات کاخ سفید.ونس در گفتوگویی رسانهای ضمن ترجیح دیپلماسی، احتمال حمله محدود به ایران را بهطور کامل رد نکرد؛ موضعی که از منظر منطقهای، یک خطای راهبردی محسوب میشود. کشورهای حاشیه خلیجفارس بهخوبی میدانند که هرگونه درگیری با ایران محدود باقی نخواهدماند وپیامدهای آن دامنهای فراتر از یک عملیات نظامی مقطعی خواهد داشت.عمان که تجربه سالها میانجیگری در پروندههای پیچیده منطقهای را دارد، در این مقطع میکوشد مانع از غلبه برداشتهای سادهانگارانه درباره «جنگ کوتاه و کمهزینه» شود. در عین حال، برخی نشانهها حاکی از آن است که بازیگران دیگری نیز در حال رصد دقیق وضعیتاند. هشدارهای احتیاطی درباره امنیت دیپلماتیک، از جمله گزارشهایی درباره بررسی تخلیه احتمالی برخی کارکنان سفارت آمریکا در سرزمینهای اشغالی یا توصیههای احتیاطی پکن به شهروندان خود درباره تحولات منطقه، بیانگر آن است که جامعه بینالمللی خطر سوءمحاسبه را جدی میداند.
شکاف در کاخ سفید؛ دیپلماسی یا تقابل؟
یکی از مهمترین متغیرهای تأثیرگذار بر آینده مذاکرات، اختلافنظرهای درونی در واشنگتن است. براساس گزارشهای منتشرشده، طیفی از چهرههای نزدیک به رئیسجمهور آمریکا، از جمله ژنرال جک کین، جیدی ونس، استیو ویتکاف و حتی جرد کوشنر، بر ضرورت ادامه مسیر دیپلماسی و پرهیز از جنگ مستقیم تأکید دارند. استدلال آنان بر پایه هزینههای سنگین نظامی، بیثباتی بازار انرژی و احتمال درگیر شدن نیروهای آمریکایی در یک منازعه فرسایشی است. در مقابل، چهرههایی مانند مارکو روبیو و مایک والتز مواضع سختگیرانهتری اتخاذ کرده و خواهان فشار حداکثری و حتی گزینههای نظامیاند. جریان نخست، ایران را بازیگری تثبیتشده میبیند که باید با آن به توافقی قابل مدیریت رسید. جریان دوم، همچنان در چارچوب راهبرد مهار و فشار ساختاری میاندیشد. چنین شکافی میتواند مستقیما به میز مذاکره منتقل شود. هر پیام متناقض از واشنگتن، اعتمادسازی را دشوارتر میکند و امکان رسیدن به چارچوبی پایدار را کاهش میدهد.
«قایقهای توپدار»؛ دیپلماسی در سایه نمایش قدرت
همزمان با ادامه مذاکرات، نشانههایی از تحرکات نظامی آمریکا در منطقه مشاهده میشود که از منظر نظریههای روابط بینالملل، یادآور راهبرد «دیپلماسی قایقهای توپدار» است؛ یعنی ترکیب گفتوگو با نمایش قدرت سخت برای افزایش اهرم فشار.هدف این راهبرد روشن است: ایجاد فشار روانی و نظامی برای کسب امتیاز بیشتر در میز مذاکره اما تجربه نشان داده است که جمهوری اسلامی ایران نهتنها تحت چنین فشارهایی عقبنشینی نکرده، بلکه انسجام داخلی و اراده دفاعی خود را تقویت کرده است. گزارشهایی درباره جابهجایی برخی یگانهای نظامی آمریکا در خلیجفارس، تقویت سامانههای پدافندی در پایگاههای منطقهای و افزایش گشتهای دریایی منتشر شده است. چنین اقداماتی، اگرچه از سوی واشنگتن «اقدامات احتیاطی» خوانده میشود اما در عمل پیام روشنی دارد: آمریکا میکوشد میز مذاکره را با سایه تهدید نظامی همراه کند. با این حال،تجربه سالهای اخیر نشان داده که ایران، در برابر چنین الگوهایی، رویکردی ترکیبی از بازدارندگی و خویشتنداری را در پیش گرفته است. این رویکرد، به تعبیر بسیاری از تحلیلگران، شبیه به بازی شطرنجی است که در آن هر حرکت، با در نظر گرفتن چند گام بعدی طراحی میشود. در این چارچوب، ایران نه میز مذاکره را ترک کرده و نه در برابر فشار نظامی دچار واکنش احساسی شده است. این «مدیریت همزمان دیپلماسی و بازدارندگی»، نقطه ثقل استراتژی تهران محسوب میشود؛ استراتژیای که براساس آن، آمریکا نمیتواند صرفا با نمایش قدرت نظامی، امتیاز سیاسی بگیرد.
گزارش تازه آژانس درباره ذخایر اورانیوم غنیشده در ایران
آژانس بینالمللی انرژی اتمی در گزارش فصلی خود که رونوشتی از آن در رسانهها درز یافته است، مدعی شد که به دلیل دسترسی نداشتن به هر ۴ تاسیسات غنیسازی اورانیوم اعلامشده در ایران نمی تواند تایید کند که فرایند غنیسازی در ایران به کلی به تعلیق درآمده است. شبکه سیجیتیان با استناد به رونوشتی از این گزارش نوشت: آژانس میگوید به همین دلیل قادر نیست هیچ اطلاعاتی درباره مقدار یا محل فعلی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران ارائه یا اعلام کند که آیا (ایران) غنیسازی را بهکلی به تعلیق درآورده است یا خیر. گزارش آژانس یافتههای گزارش قبلی این نهاد را تکرار کرد – مبنی بر این که زمانی که رژیم صهیونیستی حملات متجاوزانه علیه ایران را آغاز کرد، برآورد میشود که ذخایر اورانیوم غنیشده ایران حدود۹۸۷۴.۹کیلوگرم بوده است. آژانس بینالمللی انرژی اتمی مدعی شد که «دسترسی نداشتن آژانس برای راستیآزمایی ذخایر اورانیوم غنیشده ایران موضوعی نگرانکننده از نظر اشاعه تسلیحات اتمی است.» گفتنی است برنامه صلحآمیز هستهای ایران همواره تحت فشارهای سیاسی و اتهامات بیاساس غرب قرار داشته است. پیش از برجام، کشورهای غربی با امنیتیسازی این موضوع، تلاش کردند با ابزار تحریم و تهدید نظامی علیه ایران اقدام کنند، اما بسته شدن پرونده «ابعاد احتمالی نظامی» (PMD) در سال۱۳۹۴، این بهانه را از میان برداشت.
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0