آفتاب نو – گروه سیاسی: اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل در گزارشی به سناریوهای آمریکا برای مداخله احتمالی در ایران و پاسخهای ممکن ایران پرداخت. بخشهایی از این گزارش را میخوانید:
۳ هفته پس از آغاز موج ناآرامیها در ایران که تاکنون جان هزاران نفر را گرفته، دولت ایالات متحده با مجموعهای از تصمیمات عملیاتی روبهرو است؛ تصمیماتی که در پرتو تهدیدهای دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا علیه نظام سیاسی ایران شکل گرفتهاند. تهدیدهای ترامپ با بیانیهای عمومی آغاز شد که در آن اعلام کرد ایالات متحده در صورت ادامه استفاده از خشونت مرگبار علیه معترضان، برای «نجات» آنها وارد عمل خواهد شد. این تهدیدها با توییت دیگری در ۱۳ ژانویه تشدید شد؛ جایی که او نوشت: «کمک در راه است»، معترضان را به تصرف نهادهای دولتی تشویق کرد و خواستار ثبت هویت عاملان سرکوب شد و تاکید کرد که آنها «بهای سنگینی» خواهند پرداخت.
احتمال مداخله مستقیم آمریکا در امور داخلی ایران عمدتا از سوی خود ترامپ مطرح شده است. او در روزهای نخست (۲ ژانویه) توییت کرد: «اگر ایران به سبک همیشگی خود به معترضان مسالمتآمیز شلیک کند و آنها را بهطور خشونتآمیز بکشد، ایالات متحده آمریکا برای نجات آنها وارد عمل خواهد شد. ما آماده و مسلح هستیم.» موفقیت عملیات آمریکا در ربودن و محاکمه مادورو درست یک روز پس از این اظهارنظر درباره ایران، این برداشت را تقویت کرد که ایالات متحده ممکن است واقعا در ایران هم دست به اقدام بزند.
این تصور در روزهای بعد با تکرار تهدیدهای ترامپ و حمایت مقامات جمهوریخواه بهخصوص سناتور لیندسی گراهام که خواستار اقدام مستقیم علیه مقامات ارشد ساختار سیاسی شد، بیشتر شد. در سطح عملی، ترامپ اعلام کرد تعرفه ۲۵ درصدی بر کشورهای تجارتکننده با ایران به دلیل سرکوب اعمال میشود و مذاکرات برنامهریزیشده آمریکا و ایران را معلق کرد. همچنین گزارش شده که او در حال بررسی گزینههای نظامی برای ضربه زدن به نظام سیاسی ایران است.
ایران در صورت حمله تهدید کرده که ممکن است به پایگاههای آمریکا در منطقه حمله کند، به اسرائیل حمله ورزد یا تنگه هرمز را ببندد. اقداماتی که هر یک واکنش شدید آمریکا را در پی خواهد داشت. در کنار این اقدامات، ایران همزمان کانال دیپلماتیک را نیز پیگیری کرده است. عباس عراقچی وزیر امور خارجه اخیرا به استیو ویتکاف فرستاده ویژه آمریکا به خاورمیانه پیشنهاد ازسرگیری مذاکرات هستهای را منتقل کرده است. این مذاکرات از زمان آغاز جنگ در خرداد ۱۴۰۴ متوقف شده و ایران تاکنون زیر شرایط واشنگتن — بهویژه توقف غنیسازی اورانیوم در خاک ایران — حاضر به بازگشت نشده است.
اعلام ترامپ مبنی بر توقف تماسهای مستقیم، احتمال آغاز مذاکرات پیش از اقدام نظامی آمریکا را کاهش داده، اما کاملا حذف نکرده است. در عین حال، واشنگتن ممکن است ضربه نظامی را ابزاری برای وادار کردن ایران به امتیازدهیهایی بداند که تاکنون از آنها سر باز زده است؛ نه تنها در زمینه غنیسازی در خاک ایران، بلکه در برنامه موشکهای بالستیک نیز.
در عمل، خط قرمز تعیینشده توسط ترامپ که اکنون ایران از آن عبور کرده کار را برای او دشوار میکند که این مرحله را بدون استفاده از نیروی نظامی علیه ایران به پایان برساند؛ بهویژه با توجه به تمایلش برای متمایز شدن از اوباما که در اعتراضات (موسوم به) جنبش سبز ۲۰۰۹ از اقدام قاطع خودداری کرد.
با این حال، معضل آمریکا و معضل شخصی ترامپ انتخاب مسیری است که نتیجه روشن بدهد اما به درگیری طولانیمدت در جنگی جدید در خاورمیانه منجر نشود؛ جنگی که با جهانبینی اساسی او در تضاد است. از منظر عملیاتی نیز، پس از برقراری آتشبس در غزه، آمریکا نیروهای خود در منطقه را کاهش داده و این امر توانایی آمادهسازی برای یک کارزار طولانی را محدود کرده است؛ بهویژه در حوزه پدافند هوایی و موشکی (و تا حدی کمتر در توان تهاجمی).
سناریوهای احتمالی اقدام آمریکا
ایالات متحده با گزینههای زیر روبهرو است:
حمله نمادین: حمله به تعداد محدودی از اهداف یا افراد، بدون هدف فلج کردن کل سیستمهای ایران. هدف: نشان دادن جدیت تهدیدها، جلوگیری از برداشت انفعال ترامپ و کشاندن ایران به میز مذاکره در شرایط بهتر.
حمله با هدف تضعیف ساختار: هدفگیری مستقیم سپاه پاسداران، بسیج و احتمالا چهرههای ارشد حکومت. این گزینه با تهدیدهای ترامپ و حمایت از معترضان همخوانی دارد. آمریکا همچنین ممکن است مانند مورد ونزوئلا به ترور مقامات ارشد هم فکر کند.
حملات گسترده به اهداف غیرسرکوبی: تمرکز بر تاسیسات نظامی مستقل از ثبات حکومت (مانند زرادخانه موشکهای بالستیک) برای افزایش هزینه مقاومت ایران و محدود کردن توان تلافی آن.
هرچه اقدام آمریکا طولانیتر شود، آمریکا فرصت بازآرایی نیروهای خود در منطقه را پیدا میکند. این روند در حال حاضر آغاز شده است.
اگر اعتراضات فروکش کند، ایران میتواند ادعا کند که به خواسته ترامپ (توقف سرکوب) عمل کرده و ترامپ هم میتواند بدون استفاده از نیرو ادعای پیروزی کند. نشانههای اولیه حاکی از آن است که ترامپ ممکن است به این سمت متمایل باشد. مدت و شدت اقدام آمریکا به عوامل متعددی — از جمله آمادگی ایران برای امتیاز در موضوعات کلیدی (بهویژه هستهای) — بستگی دارد.
به ارزیابی ما، احتمال اقدام نظامی آمریکا در روزهای اخیر افزایش یافته و احتمال پایان بحران بدون هیچ استفاده از نیروی آمریکا کاهش یافته است.
در محاسبات استراتژیک جمهوری اسلامی ۴ گزینه عملیاتی قابل برشمردن است:
حمله به پایگاهها و زیرساختهای نظامی آمریکا در خلیج فارس
ایران هنوز ذخایر قابلتوجهی از موشکهای بالستیک کوتاهبرد و پهپادهای انتحاری در اختیار دارد و حمله به اهداف آمریکایی از نظر فنی امکانپذیر است. از سوی دیگر، کمبود نسبی نیروهای آمریکا در منطقه (بهخصوص نبود گروه ضربت ناو هواپیمابر) و زمان مورد نیاز برای استقرار مجدد سامانههای پدافندی، ممکن است ایران را به سمت پاسخی نسبتا شدیدتر سوق دهد.
پاسخ نمادین و محدود
مشابه حمله ۲۳ ژوئن ۲۰۲۵ به پایگاه العدید در قطر (بزرگترین پایگاه آمریکا در خاورمیانه) که یک روز پس از بمباران تاسیسات هستهای ایران توسط آمریکا انجام شد؛ حملهای کنترلشده که تلفات سنگین ایجاد نکند و در عین حال امکان بازگشت به میز مذاکره را حفظ کند.
حمله به اسرائیل
حمله موشکی و پهپادی به اسرائیل همچنان گزینهای روی میز است؛ بهویژه اگر تهران بخواهد بدون تشدید مستقیم درگیری با آمریکا، هزینهای به طرف مقابل تحمیل کند. چنین حملهای تقریبا بهطور قطع پاسخ اسرائیل را در پی خواهد داشت و میتواند باقیمانده حزبالله در لبنان را هم وارد درگیری کند. طی سال گذشته، مقامات ارشد ایرانی صدها میلیون دلار برای بازسازی توانمندیهای حزبالله و آمادهسازی آن برای اقدام مجدد علیه اسرائیل هزینه کردهاند.
بستن تنگه هرمز
تلاش برای مسدود کردن این نقطه استراتژیک که بیش از ۲۰ درصد گاز طبیعی مایع جهان و ۲۵ درصد تجارت دریایی نفت از آن عبور میکند میتواند بحران را جهانی کند، شوک بزرگی به اقتصاد جهان وارد آورد، زنجیرههای تامین را مختل کند و قیمت انرژی را بهشدت افزایش دهد. این گزینه احتمالا آخرین راهکار ساختار سیاسی در برابر تلاشهای شدید برای سرنگونیاش خواهد بود.
ابتکار دیپلماتیک
در پاسخ به حمله آمریکا، ایران ممکن است مسیر دیپلماسی را در پیش گیرد؛ مثلا با پذیرش توافقی که شامل توقف غنیسازی اورانیوم در خاک ایران و محدودیتهای جدی بر تولید موشکهای بالستیک باشد. بعید به نظر میرسد رهبر انقلاب با چنین امتیازهای سنگینی موافقت کند.
نظام سیاسی ایران هنوز قابلیتهای تخریبی قابلتوجهی دارد که ممکن است به آن اجازه دهد بحران کنونی را — هرچند ضعیفتر و متزلزلتر — پشت سر بگذارد.
تهدیدهای ترامپ و تاخیر در اجرای آنها، تمایل خاص او به استفاده از زور در راستای آنچه منافع آمریکا و نفوذ شخصیاش میداند را نشان میدهد. در عین حال، او نیز با محدودیتهای واقعی توان نظامی آمریکا در منطقه و تمایل به اجتناب از باتلاق جنگی جدید در خاورمیانه مواجه است. کاهش حضور نظامی آمریکا در ماههای اخیر (که عملیات ونزوئلا را ممکن ساخت) این معضل را تشدید کرده است.
اندیشکده اسرائیلی در پایان به دولت اسرائیل توصیه کرده است: همچنان از درگیری مستقیم و آشکار در بحران فعلی پرهیز کند؛ بهویژه اینکه مشخص نیست اقدام نظامی اسرائیل چگونه میتواند به تضعیف ساختار سیاسی ایران کمک کند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0