بارت لیتون، کارگردانی که با مستندهای درخشانش شناخته میشود، در Crime 101 لسآنجلس را به شکلی واقعی و ملموس به تصویر کشیده است. فیلم با زمان طولانی ۲ ساعت و ۱۹ دقیقه، ابایی از مکث کردن روی جزئیات زندگی شخصیتها ندارد. برخلاف تعقیب و گریزهای هالیوودی که همه چیز از پیش تعیین شده به نظر میرسد، ماشینسواریهای این فیلم حسی از بداههگویی دارند؛ گویی رانندگان در همان لحظه تصمیم میگیرند که به کدام سمت بپیچند تا از مهلکه فرار کنند.
هلی بری؛ صدایی که شنیده نمیشود
هلی بری در نقش «شارون کومبز»، یک دلال بیمه ردهبالا، نماینده طبقهای است که با وجود موفقیت، پشت سقفهای شیشهای گیر کردهاند. او که ۱۱ سال سابقه در شرکتش دارد، همچنان به دلیل روابط مردانه در محیط کار، از رسیدن به مقام شریک بازمانده است. خشم فروخورده هلی بری و ناامیدی او، شخصیت شارون را به پلی میان دنیای مجرمان (دیویس) و پلیسها (لو) تبدیل میکند. اگرچه پیوند او با هر دو طرف کمی داستانی و سینمایی به نظر میرسد، اما بازی پراحساس بری باعث شده تا این رابطه کاملاً باورپذیر جلوه کند.
بری کیوگن؛ وحشت زیر کلاه کاسکت
یکی از غافلگیریهای فیلم، بازی بری کیوگن در نقش «اورمون» است. او مزدور خشنی است که وظیفه دارد دیویس را مهار کند. بخش زیادی از بازی کیوگن در حالی انجام میشود که او کلاه کاسکت موتورسواری به سر دارد و فقط چشمانش دیده میشود. با این حال، او توانسته است با حرکات بدن و لحن بیانیاش، شخصیتی به شدت تهدیدآمیز و بیصبر را بسازد که تماشاگر را در هر لحظه نگران میکند.
همچنین بخوانید:
اوج داستان در هتل بورلی ویلشر
فیلم در پرده نهایی خود به اوج میرسد؛ جایی که در یک سوئیت در هتل مشهور «بورلی ویلشر»، یک سرقت پیچیده به شکلی غیرمنتظره رقم میخورد. در این سکانس، لایههای مختلف فریب روی هم قرار میگیرند: دیویس در نقش راننده و لو در نقش حامل الماس (در حالی که دیالوگ جالبی درباره استیو مککوئین با هم رد و بدل میکنند). این رویارویی نهایی بیش از آنکه برای نمایش شلیک گلولهها باشد، برای رونمایی از هسته درونی شخصیتها طراحی شده است. «جنایت ۱۰۱» شاید یک تریلر جنایی کلاسیک به سبک مایکل مان باشد، اما در نهایت ثابت میکند که آنچه یک جنایت را جذاب میکند، نه خودِ نقشه، بلکه انسانهایی هستند که آن را اجرا میکنند.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0