تخصیص این سبد کالا برای مردم قطعی شد

دو پادشاه با یک سرنوشت تکراری!

پرهزینه ترین داروها برای کدام گروه از بیماران است؟

آخرین خبر از بازار طلا: معاملات صفر شد

قیمت هر کیلو گوشت برزیلی اعلام شد

 

تاریخ انتشار : شنبه ۲ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۲:۴۷
کد خبر : 794467

ثروت ورزش قربانی سومدیریت

ثروت ورزش قربانی سومدیریت

جامعه ورزشی آفتاب نو: کیهان ورزشی-    سرمایه و ثروت ورزش  این را همه می‌دانیم – و نظرات کارشناسی بسیاری بر آن صحه گذاشته – که ورزش ایران از ثروت و سرمایه‌های فراوان و کلیدی و پر ارزشی برخوردار است و تقریبا در این باره همگان متفق القول هستند؛ بنابراین منطق وعقل سلیم می‌گوید که

جامعه ورزشی آفتاب نو:

ثروت ورزش قربانی سومدیریت

کیهان ورزشی- 

 

سرمایه و ثروت ورزش

 این را همه می‌دانیم – و نظرات کارشناسی بسیاری بر آن صحه گذاشته – که ورزش ایران از ثروت و سرمایه‌های فراوان و کلیدی و پر ارزشی برخوردار است و تقریبا در این باره همگان متفق القول هستند؛ بنابراین منطق وعقل سلیم می‌گوید که باید قدر این سرمایه‌ها را بدانیم و بهترین نشانه قدرشناسی هم فراتر از حرف و شعار و” به به، چه چه” راه انداختن، استفاده بهینه و عملی از آنهاست. این کار البته انجام شده و می‌شود، اما – و صد، اما –  در حد ” اقل” و ” کف” بوده و هرگز آن را نمی‌توان استفاده بهینه و حداکثری نام نهاد.

بر طریق اجمال

 اگر بخواهیم به این سرمایه‌های ورزش – حتی در حد یک سطر – اضافه کنیم، کل صفحات این مجله کفاف نمی‌دهد و البته از حوصله خواننده هم خارج است. وانگهی کسی که ورزش ایران را بشناسد، این موضوع را تایید می‌کند. به همین دلیل در این نوشته‌ها به اصطلاح قدیمی تر‌ها ذکر احوال بر طریق اجمال است و حتما آدم‌های اهل فن و آگاه تا آخر آن را می‌خوانند.

نقد اصلی

نقد اصلی به ورزش و کاروبار مدیریتی آن – هم در این دوره و هم در مقاطع قبلی – این است که چرا مسئولان و مدیران در رشته‌های مختلف ورزشی چنانکه باید قدردان نعمات و پاسدار سرمایه‌ها  نیستند و از حداکثر ظرفیت‌ها و توانایی‌های بالقوه و بالفعل استفاده نمی‌شود و حضرات به کف و کم آن بسنده کرده‌اند؟ بدتر از همه اینکه خیلی وقت‌ها هم که اعلام می‌شود قرار است کاری کنند، نتیجه بدتر می‌شود!

داستان استقلال و پرسپولیس

شاید بهترین و ملموس‌ترین مثال برای اثبات این ادعا داستان دو تیم ریشه دار، پرافتخار و قدیمی استقلال و پرسپولیس باشد. همه می‌دانیم که این تیم‌ها جزو سرمایه‌های کم نظیر کشورمان هستند و برای بهبود وضع ورزش می‌توانند خیلی موثر باشند. خوانندگان محترم و همراهان فهیم این مجله شهادت می‌دهند که ما درباره نقشی که این دو تیم می‌توانند در اعتلا و پیشرفت ورزش ایران داشته باشند، به کرات نوشته‌ایم و اینجا نمی‌خواهیم آنها را تکرار کنیم، هرچند به گمان ما هر چقدر این مسائل را یادآوری کنیم تا شاید حساسیتی ایجاد کند و گوش شنوایی نزد مسئولان ورزش پیدا شود، باز هم کم است. 

نتیجه چه شد؟!

در اینجا همانطور که بالاتر گفتیم می‌خواهیم از استقلال و پرسپولیس فقط به عنوان مثالی که نظر ما را ثابت می‌کند، یاد کنیم. سال‌ها دلسوزان و کارشناسان درباره سروسامان یافتن این تیم‌ها از حیث مالکیتی و مدیریتی گفتند و نوشتند ولی وقتی قرار شد مسئولان در این مورد کاری کنند، نتیجه این شد که می‌بینیم!  

مسائل قدیمی و درد‌های کهنه

 استقلال پارسال – یعنی همان سال اولی که زیر نظر هلدینگ و مالکیت متمول قرار گرفت – به جای جبران ناکامی‌های گذشته و حل مسائل قدیمی و درمان درد‌های کهنه، تیمی ضعیف و متزلزل و از هم گسیخته را به تماشاگران خود نمایاند  که کم مانده بود به دسته پایین‌تر سقوط کند! حال و روز پرسپولیس را هم می‌بینیم. تا جایی که به یاد داریم، شاید فقط یکی دو دوره در یک فصل ۵ شکست به نام تیم سرخپوش تهرانی نوشته شده باشد.

بدتر می‌شود که بهتر نمی‌شود!

 اشتباه نشود. صحبت برد و باخت نیست. صحبت بر سر چرایی باخت ۱-۷ در جام باشگاه‌های آسیا نیست. بردن و باختن در ذات ورزش است. نتیجه رفتار‌ها را فقط با ” نتیجه” نمی‌سنجیم، هر چند ملاک تعیین کننده‌ای است. صحبت اصلی بر سر نتیجه رفتار‌ها و عملکردهاست. سخن بر سر شرایطی است که بر این تیم‌ها حاکم شده است. سوال این است که چرا هر وقت قرار است کاری برای ورزش صورت گیرد و ضعفی مرتفع شود، علی رغم همه امیدواری‌ها نتیجه عکس می‌گیریم و کار از آنی که بود، نه تنها بهتر نمی‌شود، بلکه بدتر می‌شود؟!

آیا این اتفاقات، طبیعی است؟!

پرسپولیس و استقلال را فقط به عنوان مثال مطرح کردیم. در این باره نمونه‌ها فراوان است. آیا کسی – حتی از میان مسئولین و مالکان – می‌تواند دلیل قانع کننده‌ای بیاورد مبنی بر که وضعیت کلی و فعلی دو تیم نسبت به دو سال پیش و بلاتکلیفی مدیریتی بهتر شده است؟ سوال این است که آیا این اتفاقات، طبیعی است یا اینکه جریاناتی نمی‌خواهند هیچ تلاشی به نتیحه برسد و وضع ورزش سامان پیدا کند؟

فقط پول و سود!

آیا همان جریانی که در حوزه‌های دیگر مثلا اقتصاد همه منافع مردمی و مصالح ملی را فدای منافع شخصی و باندی خود کرده، در ورزش هم علی رغم ژست‌ها و شعارها، روشی خرابکارانه و ضد منافع ملی در پیش گرفته و سروسامان یافتن این حوزه را برخلاف منافع خود می‌داند؟ این جریانات جز کسب سود بیشتر هدفی ندارند و مربیان را جابجا و فلان مربی بیکار و رفوزه خارجی را به تیم‌های فوتبال لیگ قالب می‌کنند.

برای آنها سرمایه سوزی و اینکه بر سر حیثیت کاری وحید هاشمیان، جواد نکونام و دیگر سرمایه‌های ورزش چه می‌آید، مهم نیست.

درایت مدیریتی و سرمایه‌سوزی!

 تیمی که به ” مربی سازی” و “مربی پروری” معروف بوده و هست، به سرمایه‌های خود پشت می‌کند و با یک مربی خارجی پرهیاهو و البته رفوزه از تیمی اماراتی ۷ گل می‌خورد و فردای آن روز همان آقای مربی شکست خورده – که بیش از آنکه با حریفان درگیر باشد با بازیکنان محبوب و نفرات تیم خودی درگیر است! – با رئیس تیم در حالی که به ریش طرفدار مغموم می‌خندند، عکس یادگاری می‌گیرند و تجدید پیمان می‌کنند؟! به قول خیلی از کارشناسان و پیشکسوتان فوتبال، اگر یک مربی ایرانی چنین نتایجی را به دست می‌آورد تا حالا پنجاه بار اخراج شده بود. مگر اهالی فوتبال فراموش کرده‌اند که مدیران همین تیم چند ماه پیش به جرم! قهرمان شدن در جام حذفی – در همان شب قهرمانی – حکم برکناری مربی وطنی خود و دستبارانش را صادر کردند تا هم درایت مدیریتی خود را به رخ بکشند و هم دست دلالان برای آوردن مربی حاشیه ساز و” خود درگیر” خارجی باز شود؟!

هوادار نگران، دلال خشنود!

در آن یکی تیم پرطرفدار و ریشه دار (پرسپولیس) همه دیدیم در حالی که در آغاز فصل با مربیگری هاشمیان نتایج چندان بدی نگرفته بود و در هشت بازی تنها یک باخت داشت و در جدول رده بندی جزو مدعیان صدرنشین بود، آقایان برای اثبات کاردانی خود ابتدا و بی درنگ حکم برکناری وحید را امضا کردند، اما در برخورد با مربی خارجی که ظرف ۵ هفته در ۳ بازی شکست خورده، از گل نازک‌تر نمی‌گویند و حتی با سرعت و قاطعیت و شجاعت! دادن هر گونه اخطار و اولتیماتوم به او را شدیداً تکذیب می‌کنند تا هوادار را نگران و البته آقایان دلال و پدرخوانده را از خود خرسند سازند!

منافع پست

برای این باند‌ها وعناصر رسوخ کرده به تاروپود ورزش همین معامله‌ها و بند وبست‌ها و پورسانت‌ها مهم است. اینها مثل همپالکی‌های خود در سایر حوزه‌ها – از جمله اقتصاد – به هیچ چیز دیگر کاری ندارند و اصلا برایشان مهم نیست که مثلا مملکت در چه وضعیتی است و بدخواهان خبیث و دشمنان استقلال و آزادی مردم ایران چه فکر‌های شومی در سر می‌پرورانند. اینها نه به اعتراض کار دارند، نه اغتشاش، نه تهاجم نظامی جنایتکاران صهیونیست و نه زخم‌های جامعه. آنها در هر شرایطی فقط وفقط به دنبال منافع پست خودشان هستند و سعی می‌کنند از هر فرصتی برای تامین منافع نامشروع خود استفاده کنند. برگردیم به بحث خودمان.   

حرف بر سر این بود که آیا برای این عناصر، اینکه در وسط میدان چه می‌گذرد و کیفیت بازی‌ها و تیم‌ها مورد رضایت هواداران هست یا نه، اهمیتی دارد؟ صریح‌تر بگوییم برای پدرخوانده‌های ورزش – که رشته‌هایی مثل فوتبال را آلوده کرده‌اند و شیره جان آن را می‌مکند تا حتی المقدور جیب خود را بیشتر پر کنند – نظر و احساسات تماشاگران ابداً مهم نیست. بی اغراق، اینها از حضور تماشاگران در ورزشگاه‌ها ناراحت می‌شوند، زیرا اعتراض هواداران فهیم و صاحب تشخیص را مخل کار و کاسبی خود می‌دانند.

ثروتی به نام ” تماشاگر “

 حرف از تماشاگر به میان آمد. یکی از سرمایه‌های ورزش که می‌شود بدون اغراق “ستون اصلی” ساختمان ورزش دانست، ” تماشاگر” است. خدا را شکر، ورزش ما از این نظر هم غنی است. اگر بگوییم ورزش – به ویژه در حوزه ورزش قهرمانی – با تماشاگر معنا پیدا می‌کند و با پشتیبانی و حمایت اوست که از کیفیت و کارایی لازم برخوردار می‌شود، سخنی به گزاف و بر سبیل اغراق یا تعارف نگفته‌ایم. حضور تماشاگران در ورزشگاه‌ها روح و نشاط غیر قابل انکاری را به میدان رقابت می‌دمد.

رئال و بارسلونای بدون تماشاگر!

 تصور کنید اگر دو تیم رئال مادرید و بارسلونا با همه ستارگان و بازیکنان قیمتی و باارزش خود در ساتتیاگو برنابئو یا نیوکمپ بدون تماشاگر به میدان بروند، چه بازی ملال آور و خسته کننده‌ای خواهد شد. برعکس، وقتی دو تیم در ورزشگاهی مملو از جمعیت و هیاهو بازی می‌کنند، اصلا گذشت زمان احساس نمی‌شود و تماشاگرعلاقه مندی که حتی در ورزشگاه حضور ندارد و از طریق رسانه‌های جمعی مثل رادیو و تلویزیون و… نظاره گر بازی است، از لحظه به لحظه مسابقه لذت می‌برد و احساس نشاط و رضایت می‌کند. این مثال قابل تعمیم به همه تیم‌ها و ورزشگاه‌ها و حتی دیگر رشته‌های ورزشی است.

راه دور نرویم

چرا راه دور برویم؟ به ورزش خودمان نگاه کنید. شهرآورد پایتخت را در نظر بگیرید که در ورزشگاه یکصدهزار نفری  باتماشاگر و بی تماشاگر برگزار می‌شود. چه احساس و برداشتی دارید؟ اتفاقا این مثال ملموسی است، چون طرفداران فوتبال در ایران تجربه هر دو حالت را دارند و راحت می‌توانند به سوال ما پاسخ دهند.

سخن را جمع کنیم. حرف آغازین ما این بود که ورزش ایران از سرمایه‌های سرشاری – از تیم و ورزشگاه و مربی و بازیکن گرفته تا تماشاگر – برخوردار است ولی بی تعارف، از آنها به درستی استفاده نکرده‌ایم و حتی در بعضی از جا‌ها کفران نعمت هم شده است. هنر این است که قدر سرمایه‌ها را در عمل بدانیم و از آنها برای ارتقای سطح فنی و کیفی ورزش و کسب افتخارات بیشتر استفاده کنیم.

 

*سید محمدسعید مدنی

منبع خبر


مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.

آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

advanced-floating-content-close-btn