مدیریت ورزشی یا ابزار کاسبی؟
جامعه ورزشی آفتاب نو: کیهان ورزشی- در ورزش ما علاوه بر مشکلاتی مثل رواج کارهای غیرمنطقی و اقدامات عجیب وغریب و “من درآوردی” که هفته پیش در همین صفحه با ذکر نمونه (مشاورهلندی و پروازی! و…) نوشتیم، مسائل نهادینه شده دیگری هم وجود دارد که در این شماره به بعضی از آنها میپردازیم، با
کیهان ورزشی-
در ورزش ما علاوه بر مشکلاتی مثل رواج کارهای غیرمنطقی و اقدامات عجیب وغریب و “من درآوردی” که هفته پیش در همین صفحه با ذکر نمونه (مشاورهلندی و پروازی! و…) نوشتیم، مسائل نهادینه شده دیگری هم وجود دارد که در این شماره به بعضی از آنها میپردازیم، با این امید که بالاخره گوش شنوایی نزد کسانی که عنوان مسئول ورزش را یدک میکشند، پیدا شود. خوب سرود بابا اهلی شیرازی که:
دل مرده از آنم که مسیحا نفسی نیست
فریادم از آن است که فریادرسی نیست
روحیه “عقل کل مآبی “
یکی از مشکلات ورزش – و در واقع مسئولان ورزش – که از فرط تکرار آنچنان عادی شده که دیگر به کسی هم بر نمیخورد، روحیه عقل کل مآبی و گوش ندادن به حرف ناصحان و دلسوزان و حتی متخصصان است. این مشکل به سادگی قابل حل است و با رفع آن بخش زیادی از معضلات برطرف میشود.
” مادر ” بسیاری از مشکلات
حرف ما خود به خود بیانگر این مطلب است که مشکل اشاره شده، فقط یک مشکل نیست، بلکه به سهم خود “مادر” بسیاری از مشکلات است، مشکلاتی که، چون گوش شنوایی نزد بسیاری از مسئولان ورزش نیست، رسوب کرده و به مثابه مانعی برای حل نشدن بسیاری از مسائل و برطرف نشدن بخشی از موانع عمل میکنند.
زخمهای ورزش
این سخنی تازه و کشف بدیع و نوظهوری نیست و آن کسی که با ورزش سروکار دارد و اوضاع حاکم بر آن را دنبال میکند، خوب میداند که خیلیها سرجای خود ننشستهاند و پستی را که اشغال کرده و صندلی که بر آن تکیه زدهاند، مال آنها نیست، به این دلیل ساده که حداقل صلاحیت و لیاقتهای لازم را ندارند! بر پیکر ورزش ما از این بابت زخمهای زیادی نشسته است.
شناخت واعتقاد
برای اثبات این ادعا که حرف بسیاری از اهالی و کارشناسان و پیشکسوتان ورزش است، استناد به نکتهای که سخن را با آن آغاز کردیم، کافی است. یکی از شرایط کسی که صلاحیت کاری را دارد، گوش سپردن به خبرهها ومتخصصان است. او باید این کار را نه به عنوان تشریفات و نمایش و ادا درآوردن، بلکه از سر اعتقاد، علاقه و شناخت انجام دهد. این غریبهها و سفارشیهای فاقد صلاحیت هستند که به این کار، نه اعتقادی دارند ونه شناخت وعلاقهای و، چون چنته خود را خالی میبینند، حتی شجاعت نشستن با اهل فن و استخوان خرد کردههای کاربلد را ندارند.
جلسه با ” کمتر ” و ” ناواردتر ” از خود!
این جماعت سفارشی وعناصر تحمیلی، اگر هم جلسه و شورایی میگذارند، با ” کمتر ” و” ناشایسته تر” از خودشان است یا با کاسه لیسان ومتملقان ونان به نرخ روزخورهای فرصت طلب و هرهری مسلک که جز به منافع شخصی واستفاده هر چه بیشتر از مواهب بادآوردهای که به ناحق نصیب شان شده، نمیاندیشند. اینها اصلا ورزشی نیستند، بلکه فرصت طلبان منفعت جوییاند که در هر کجا (ورزش، اقتصاد، هنر، سیاست، فرهنگ و…) مجال رخنه پیدا کنند، جز بیمار کردن آن مجموعه و ایجاد نارضایتی عمومی و… کاری نمیکنند و چه ضربات و آسیبهایی که از دست اینها بر پیکر ورزش و کلیت جامعه وارد نیامده است!
حرفهای آقای وزیر
هفته گذشته وزیر محترم ورزش در پنجاه وچهارمین مجمع عمومی کمیته ملی المپیک حضور پیدا کرد و طی سخنانی به نکاتی پرداخت که خیلی از آنها جای نقد وتحلیل دارد. لب کلام ایشان با مقدمه وموخرات این بود که ورزش نیاز به یک” تغییر و جهش” دارد، حرفی که بدون اغراق حرف همه اهالی ورزش است. ما نیز به سهم خود بارها – خاصه اخیرا – به این مسئله بسیار پرداخته و آن را به عنوان مطالبه جدی و کاملا منطقی اهالی ورزش مطرح کردهایم.
تغییر و جهش در ورزش
حرف این شماره ما نیز همین است و حالا با تکیه بر حرف آقای وزیر عرض میکنیم در اینکه ورزش نیاز به تغییر و جهش دارد، تردیدی وجود ندارد و همانطور که بالاتر هم گفتیم، تقریبا همه اهالی ورزش – با وجود اختلاف نظرها و تفاوت سلایق در موضوعات و مسائل مختلف – در این باره وحدت نظر و فکر مشترک دارند، اما خدمت ایشان عرض کرده و در ادامه بحثی که آغاز کردهایم، تاکید میکنیم: با این بساط و شرایطی که حاکم است، تغییر و جهش واقعی و ریشهای ممکن نیست و حداکثر میتوان آن را حرفی تکراری و کلیشهای قلمداد کرد، نه حرفی که قابل اجرا باشد.
ابزار کاسبی!
این راست است و بارها هم آن را از زبان اهالی ورزش و کاربلدها و صاحبان تخصص نوشتهایم که خیلی جاها – و به ویژه جاهای حساس ورزش – کار دست مدیران لایق نیست (برای مثال اخیرا آقای حسن روشن که از کارشناسان ورزش و از چهرههای شناخته شده فوتبال ایران است، در این باره مسائلی را مطرح کرده و قبلا نیز ابراهیم قاسمپور و مجبد جلالی و…) و آنها هم کار را دست متخصصان واهل فن نمیسپارند وغالبا امور حوزه تحت اشغال! خود را به نااهلان و دلالها و شارلاتانهای خوش دک وپز سپرده و آن را به ابزاری برای کاسبی و منافع و مصالح شخصی تبدیل کردهاند.
” شعار جلسهای ” یا ” نیت راسخ “؟!
بنابراین اگر قرار است تغییر و جهشی صورت بگیرد و نیتی راسخ در این باره نزد مسئولان ارشد ورزش وجود داشته باشد و این حرفها فقط وعدههای بی عمل با کاربرد جلسهای وتریبونی نباشد، خیلی بدیهی است که ابتدا این سازکار باید تغییر کند تا انتظار برای تحول، طبیعی ومنطقی باشد. اگر این تغییرات ابتدایی و ضروری صورت نگیرد، حرف زدن از تغییر وجهش به تنهایی دردی را دوا نخواهد کرد.
کم و کسری وجود ندارد
این سخن کاملا واقع بینانه و منطبق بر مشاهدات و یافته هاست که ورزش ایران برای پیشرفت کردن، تقریبا هیچ کم وکسری ندارد. به گواه کارشناسان و اهل فن، ورزش ما از حیث مادی و امکانات سخت افزاری کمبود جدی ندارد و مهمتر از آن، از نظر نیروی انسانی در حوزهها و ردههای مختلف شغلی وسنی و… بسیار غنی است. آنچه ورزش ما از کمبود آن غالبا در رنج بوده و از این ناحیه آسیبها خورده، موضوع ” مدیریت” است، مدیریتی که نتوانسته از این داشتهها و ظرفیتهای با ارزش مادی و انسانی، در جهت منافع ورزش و برآوردن انتظارات به حق و توقعات منطقی اهالی آن استفاده لازم را ببرد.
ارزشهای عقلایی یا ملاکهای جاهلانه؟!
اصلاح مدیریت ورزش – و به تعبیر بهتر، اصلاح مکانیزم جذب و دفع در کار وبار مدیریتی – یکی از ضروریترین اتفاقاتی است که باید رخ دهد. در گزینش مدیر باید اصول بدیهی و توصیه شدهای که عقل و شرع و تجربه بشری بر آن تاکید اکید دارد، رعایت شود، مثل شایسته سالاری، پاسخگویی، انگیزه خدمت به مردم، درک شرایط و اوضاع جامعه و حتی آنچه خارج از مرزها درباره ورزش ایران میگذرد و خطراتی که متوجه آن است. راستی آن است که این اصول حیاتی توسط خیلی از کسانی که ردای مدیریت بر تن میکنند، رعایت نمیشود و در عوض، ملاکهای جاهلانه و مضری مانند قوم و قبیله سالاری، همشهری و فامیل بازی و… خیلی وقتها تکلیف مدیران ورزش را مشخص میکند!
پس، جمع کنید این بساط را!
حرف ما این است که برای سلامت و پیشرفت ورزش، این بساط باید جمع و آقای وزیر فراتر از حرف و شعار وارد عمل شود. او به حق در جلسه اشاره شده، از اهمیت و عظمت انقلابی ضد استبدادی و ضد استکباری میگوید که در داخل و خارج دشمنان قسم خورده خبیثی دارد، دشمنانی که از اول پیروزی انقلاب، چون آن را جدی گرفته و برای منافع استعمارگرانه وامپریالیستی خود خطرناک میبینند، آنی غافل نیستند و برای نابود کردن آن، از هیچ توطئه و جنگ و فتنه و اغتشاش و خیانت و دروغ و خباثتی دریغ ندارند.
خطری که جوانان را تهدید میکند
آقای وزیر که به درستی از خطری سخن میگوید که جوانان مظلوم وبی پناه این مرز و بوم را تهدید میکند، اگر به این حرفها اعتقاد داشته باشد، باید در انتخاب یاران و اصحاب خود – آن هم در عرصهای که بیشترین سروکار را با نسل جوان دارد – خیلی دقت کند و سکان امور را به دست هرهری مسلکهای از مرحله پرت نسپارد و اگر پیش از این چنین اتفاقی افتاده (که بی شک افتاده) برای برطرف کردن این خطر نباید آرام وقرار داشته باشد.
شروع حرکت از راس هرم
وقتی راس هرم ورزش، از اصلاح مدیریت و بیرون انداختن عناصری شروع کند که، چون شناخت و شرایط لازم و بایسته را ندارند، جای خود ننشسته و صلاحیت ندارند و باعث توقف وحتی پسروی ورزش شدهاند، این حرکت به بدنه ورزش نیز سرایت میکند و کار به دست کسانی میافتد که اصلح هستند یا حداقل صلاحیت اداره امری از امور ورزش را دارند.
” ما” را جدی گرفتهاند
بارها به سهم خود گفته و نوشتهایم که دیگران – چه رقیبان ورزشی و چه دشمنان ایران مستقل و ایرانی موفق در همه عرصه ها، از جمله ورزش – ” ما” را جدی گرفتهاند و شایسته است که ما نیز خود را جدی بگیریم. چند ماه مانده به آغاز جام جهانی، هر روز شایعه و دروغی که هدفی جز تضعیف تیم ملی فوتبال ایران – که بازهم در بزرگترین آوردگاه فوتبال جهان حضور پیدا کرده و خارچشم عناصر ضد ایرانی شده – ندارد، به گوش میرسد. اهالی فوتبال کم وبیش با این شایعات مضحک (مثل کنار گذاشتن فوتبال ایران از جام جهانی؟! و…) و خزعبلات رسانههای خودفروخته وابسته به موساد و عناصر و محافل ضد ایران وایرانی و کسانی که همواره دم از جدایی ورزش از سیاست! میزنند و ترجمان آرزوهای قلبی آنان است، آگاه هستند و واقعا این مسائل ارزش گفتن و نوشتن ندارد.
نامش ” خیانت” است!
بیشتر از هر کسی، مدیران و دست اندرکاران ورزش باید بدانند حضور ایران در میادین جهانی – و از آن مهمتر، حضور با قدرت و باصلابت – همانقدر که قلب ایرانیان پاک نهاد وطندوست را شاد میکند، خار چشم بدخواهان و دشمنان ایران و ایرانی است. پس، باید برای حضور با قدرت و “دوست شاد کن” و “دشمن شکن” در میادبن بزرگ جهانی همه تلاشها را به کار گرفت و مضاعف و بی امان کار کرد و بهترین و مدبرانهترین اقدامات را انجام داد. غیر از این، هر کاری صورت بگیرد، چون “دشمن شاد کن” و بازی در زمین بدخواهان این مردم و سرزمین است، نام دیگری جز” خیانت” ندارد، دانسته یا ندانسته.
*سید محمدسعید مدنی
مسئولیت این خبر با سایت منبع و جامعه ورزشی آفتاب نو در قبال آن مسئولیتی ندارد. خواهشمندیم در صورت وجود هرگونه مشکل در محتوای آن، در نظرات همین خبر گزارش دهید تا اصلاح گردد.
آخرین اخبار ورزشی از فوتبال ایران و باشگاه های جهان را در سایت ورزشی آفتاب نو بخوانید
برچسب ها :
ناموجود- نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
- نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
- نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0